دين پژوهى - ابراهیم زاده، عبدالله - الصفحة ٢٩
اوست. «١» راههاى اثبات فطرى بودن منشأ دين براى شناسايى فطرى بودن دين خواهى انسان راههاى زيادى وجود دارد كه در اين جا به برخى از مهمترين آن به اختصار اشاره مىشود.
١- بررسىهاى تاريخى بررسىهاى تاريخى نشان مىدهد كه دين همزاد انسان بوده و بشر از آغاز زندگىاش بر روى زمين به اقتضاى فطرت و به جهت تأمين نياز روحى و نيز ارضاى حس مذهبى پيوسته به دين و ديندارى (با نماد گوناگون آن) گرايش داشته، و يك يا چند پديده و موجود طبيعى يا ماورايى را (صرف نظر از درستى يا نادرستى عقيده و عمل بر پايه آن) مورد تقديس و پرستش قرار مىداده است.
مورّخان و پژوهشگران، نخستين انسان متدين روى زمين (اگر نگوييم نخستين انسان روى زمين) را نوعى انسان به نام «نئاندرتال» مىدانند كه ما بين حدود صد تا بيست و پنج هزار سال پيش مىزيسته است. بعضى آثار و اشيايى كه از قبور اين آدميان به دست آمده، حاكى از نوع اعتقادات آنهاست.
چون از اين مرحله آغازين تاريخ بگذريم، و به عالىترين سطح فرهنگ عصر حجر، يعنى به دوره حدود بيست و پنج هزار سال پيش كه برسيم، به انسانهاى متكاملتر با نژاد برتر به نام «كرومانيون» بر مىخوريم كه آنها نيز با آثار و علائمى كه در دل صخرهها و بر ديوارههاى سنگى و غارها از راه نقاشى و حكاكى از خود به جاى گذاشتهاند نشان دادهاند كه از نوعى ديندارى، تقديس و پرستش برخوردار بودهاند. «٢» نويسنده كتاب تاريخ تمدن، «هنرى لوكاس»، در اين زمينه مىنويسد: