دين پژوهى - ابراهیم زاده، عبدالله - الصفحة ٢٧
مذهب، عبارت از يك دين پژوهى ٣٢ ٢ - پژوهشهاى روانشناسى و جامعه شناسى ص : ٣٠ ترس مبهم از قواى نامرئى و يا فرزند وحشت و هراس نيست، بلكه عبارت است از رابطه كليه افراد يك جامعه با قدرتى كه نيكى جامعه را مىخواهد و حافظ مقررات و نواميس و نظم اخلاقى آن است.» «١» انيشتين نيز مىنويسد: «براى يك انسان ابتدايى، ترس، ترس از مرگ، ترس از گرسنگى، ترس از جانوران وحشى و ترس از بيمارى، ايجاد كننده زمينه مذهبى است. فكر محدود و عدم رشد عقلى انسان بدوى، براى خودش موجودات كما بيش شبيهى مىسازد ... اين رسوم (مذهب تراشى از روى ترس) از نسلى به نسل ديگر مىرسد و بر وفق شرايط زمان و مكان تغييراتى مىيابد و گاهى تعديل مىشود تا بيشتر با زندگى بشر توافق داشته باشد. بحث من اكنون راجع به مذهب ترس است ... ولى مذاهب ملل متمدن به خصوص مذاهب ملل شرق، اصل معنوى و متكى به اصول اخلاقى است.» «٢» او در ادامه گرايش عامه مردم به مذهب و خدا پرستى را بر نمىتابد و مذهب خواص مردم را چنين معرفى مىكند: «ولى فراموش نشود كه در اين بين عده قليلى از افراد و اجتماعات يافت مىشوند كه يك معنى واقعى از وجود خدا را، وراى اين اوهام دريافتهاند؛ كه واقعاً داراى خصايص و مشخصات بسيار عالى و تفكرات عميق و معقول بوده و به هيچ وجه قابل قياس با آن عموميت عقيده (و عقيده عموم مردم) نيست.» «٣» ثانياً، ما نيز منكر گرايش مردم به مذهب و خدا در برابر عوامل ترس آور طبيعى و غير آن نيستيم، ولى اين، دليل نمىشود تا اين ادعاى واهى مطرح شود كه پس منشأ اصلى و واقعى مذهب، ترس باشد»، بلكه به عكس، همان طورى كه بسيارى از جامعه شناسان و روانشناسان مىگويند، اين خود دليل محكمى است بر اين كه در نهاد بشر قوه و حسى است به نام «حس مذهبى»- يا فطرت خدا جويى- كه به هنگام خطر بروز مىكند و انسان را به يك پناهگاه مطمئن و مبدأ قدرتمند غيبى (: خدا) سوق مىدهد و به اين وسيله زمينه كاهش ترس و آرامش روحى انسان را فراهم مىكند. چنان كه قرآن كريم نيز به آن اشاره كرده و مىفرمايد: