دين پژوهى

دين پژوهى - ابراهیم زاده، عبدالله - الصفحة ٢٢

مسئول مى‌بيند، و وجود غيبى كه او، خود را قادر به ارتباط با آن مى‌داند، در آرمان وابستگى دينى، مسئوليت و ارتباط به يكديگر متعلق‌اند.» «١» نقد و بررسى‌ گرچه در اينجا مجال نقد و بررسى تفصيلى تعاريف متكلمان، متفكران و جامعه شناسان غربى و مسيحى از دين نيست، ولى به برخى از نقدها و ايرادهاى كلى و مشترك تعاريف ياد شده به اجمال اشاره مى‌شود.
١- همه آن تعريف‌ها، به جز چند مورد، تعريف دين دارى، ايمان و مانند آن است نه دين به معناى مكتب، در حالى كه در تعريف دين بايد جنبه الهى آن كه همان دين به مفهوم مكتب باشد مورد توجه قرار گيرد نه دين دارى و ديانت كه جنبه بشرى و عملى دين است و به كار كرد دين بر مى‌گردد.
٢- غالب اين تعاريف بر اساس مبانى و پيش فرض‌هاى پذيرفته شده آنها در علوم انسانى و اجتماعى، به ويژه جامعه‌شناسى و روان‌شناسى مى‌باشد و هر كدام كوشيده‌اند دين را از بعد خاصى در ارتباط با رشته تحصيلى يا تحقيقى خود معرفى كنند و لذا از ابعاد ديگر دين غافل مانده‌اند و يا آنها را مورد غفلت قرار داده‌اند.
از اين رو، اين تعاريف از جامعيت لازم مفهومى برخوردار نيستند.
٣- اين تعاريف دين را در امور و ابعاد فردى محدود و منحصر ساخته‌اند، در حالى كه گرچه دين در اعتقادات، احساسات، اخلاق، تجربيات و اعمال يك فرد انسانى مؤثر است و آن را در جهت مثبت دگرگون مى‌سازد، ولى دامنه و قلمرو دين بسى فراتر از جنبه فردى آن است؛ زيرا دين به معناى واقعى كلمه آن چنان فراگير و گسترده است كه در همه عرصه‌هاى حيات فردى و اجتماعى بشر حضورى فعال و مؤثر داشته و براى آنها برنامه‌ريزى كرده است.
به نظر مى‌رسد كه اين نوع نگرش يك بعدى به دين و اصالت دادن به جنبه فردى آن و در برابر، ناديده گرفتن جنبه‌هاى ديگر دين و جامعيت موضوعى آن، متأثر از انديشه حاكم بر جوامع غربى يعنى انديشه اومانيستى و سكولاريستى و در رابطه با دين تحريف شده مسيحيت كليسايى است. در حالى كه تأثير دين در ابعاد گوناگون تكامل انسانى، اعم از