دين پژوهى

دين پژوهى - ابراهیم زاده، عبدالله - الصفحة ٢١

٣- تعريف دين با تكيه بر جنبه كاربردى آن؛ مثل اينكه بگوييم: دين عبارت است از پرستش قدرتهاى بالا به دليل نياز. «١» يا بگوييم: دين عبارت است از مجموعه‌اى از باورها، اعمال، شعاير و نهادهاى دينى كه افراد بشر در جوامع مختلف بنا كرده‌اند. «٢» و يا بگوييم: دين همان اخلاق است كه احساس و عاطفه به آن تعالى، گرما و روشنى بخشيده است. «٣» ٤- تعريف جامعه شناسانه دين؛ مثل اين كه بگوييم: دين، عبارت است از جستجوى جمعى براى يك زندگى كاملًا رضايتمندانه. «٤» يا بگوييم: دين، نظام وحدت يافته‌اى است از اعتقادات و اعمال مربوط به اشياى مقدس، اعتقادات و اعمالى كه همه گروندگان را در جمعيت اخلاقى واحدى كه معبد ناميده مى‌شود، وحدت مى‌بخشد. «٥» ٥- تعريف روان شناسانه دين؛ مثل تعريف رابرت ا. هيوم كه مى‌گويد: از ديدگاه روان‌شناسى، دين بعضاً يك فعاليت فكرى، احساسى و يك عمل ارادى است. «٦» يا تعريف نقل شده از رايناخ كه گويد: دين، مجموعه‌اى از اوامر و نواهى است كه مانع كاربرد آ دين پژوهى ٢٧ ٢ - دين، زاييده ترس ص : ٢٥ زاد قواى ما مى‌باشد. «٧» ٦- برخى خواسته‌اند تعريف جامع‌تر ارائه دهند، از اين رو، گذشته از افكار، احساسات و تجربيات روانى، فعاليتهاى عملى انسان را نيز مد نظر قرار داده و اين مجموعه را با اين ويژگى كه در ارتباط با آن چه مقدس و الهى به شمار مى‌رود شكل مى‌گيرد دين ناميده‌اند؛ مثل اينكه گفته شده: «دين به معناى زندگى بشر در روابط فوق بشريش مى‌باشد، يعنى رابطه او با قدرتى كه او به آن احساس وابستگى مى‌كند، صاحب اختيارى كه او، خود را در برابر آن‌