دين پژوهى

دين پژوهى - ابراهیم زاده، عبدالله - الصفحة ١٧

فصل دوم: چيستى دين‌ پيش از ورود در اصل بحث بايد چند نكته زير را يادآور شويم:
١- اديان در يك تقسيم كلى، به دو دسته بشرى و الهى تقسيم مى‌شود. اديان بشرى، ساخته انسان است و او به دليل برخى نيازهاى فردى يا اجتماعى‌اش، ناگزير از باورهايى پيروى مى‌كند، به عنوان مثال بت مى‌پرستد يا به نيروهاى جادويى و مانند آن عقيده پيدا مى‌كند. ولى اديان الهى ريشه در جهان غيب دارد و پايه و اساس آنها بر وحى استوار است.
ولى مراد از دين در اين نوشتار، فقط دين الهى و وحيانى است، نه دين بشرى.
٢- آن نوع از دين كه ما در اين جا در صدد ارائه تعريف دقيق و راستين آن هستيم، دين به معناى مكتب است با محتوا و مفاد وحيانى و به مفهوم آموزه‌ها و گزاره‌هاى وحيانى ارسالى از سوى خدا براى بشر، نه دين به معناى تديّن، دين دارى يا دين ورزى، ايمان و مانند آن كه وصف انسان دين ورز و حاصل عملكرد دين دارى اوست. «١» توضيح آن كه گاهى دين با نگاه شخصى و به لحاظ فعل انسانى بودن يعنى تديّن و تلاش فكرى و عملى‌اش در راه دين ورزى، تعريف مى‌شود؛ و گاهى دين، به عنوان مكتب و آيين و يا راه و روش دين دارى و بدون لحاظ جنبه انسانى آن، تعريف مى‌شود. اين دو تعريف با هم تفاوت دارند؛ زيرا دو نوع نگاه و رويكرد به دين است.
به عنوان نمونه، گاهى در تعريف دين، گفته مى‌شود: دين، عبارت است از تلاشها و فعّاليتهاى بشرى كه از اعتقاد به قواى ماوراى طبيعت سرچشمه گرفته و بشر وابستگى خود را به آن حس مى‌كند؛ و گاهى نيز گفته مى‌شود: دين، عبارت است از مجموعه عقايد، اخلاقيات، قوانين و مقرراتى كه براى اداره امور جامعه انسانى و پرورش انسانها مى‌باشد.