دين پژوهى

دين پژوهى - ابراهیم زاده، عبدالله - الصفحة ١٣٧

توضيح آن كه براى تشخيص دقيق‌تر مكارم اخلاقى از محاسن اخلاقى به برخى از تفاوت‌هاى اين دو اشاره مى‌شود و آن عبارت است از:
١- محاسن اخلاقى غالباً وسيله رفاه زندگى مادى است ولى مكارم اخلاقى، راه رسيدن به تعالى معنوى.
٢- محاسن اخلاقى نوعاً به حيات بشر نظم و انضباط مى‌بخشد ولى مكارم اخلاقى تمايلات عالى انسانى را ارضا مى‌كند.
٣- محاسن اخلاقى در اكثر موارد با خود دوستى شروع مى‌شود و با تمايلات فردى سازگار است ولى مكارم اخلاقى، بيش‌تر جنبه دگر دوستى دارد.
٤- حاصل رعايت محاسن اخلاقى، رسيدن به «من» است ولى دست‌آورد پايبندى به مكارم اخلاقى، رسيدن به «منِ برتر» است. «١» راز اين تفاوت رتبه‌اى مسائل اخلاقى، اين است كه انسان‌ها داراى دو شخصيت و دو هويّت هستند: يكى به نام جسم كه از آن به «من» يا «منِ طبيعى» و «خودِ مادى» تعبير مى‌شود و ديگرى به نام روح و روان، كه از آن به «من برتر» و «من حقيقى» تعبير مى‌كنند. اين روح انسان است كه منشأ كرامت و عزت نفس، احساس‌ها و اراده‌هاى اخلاقى است و اين اراده اخلاقى تحت فرمان عقل مى‌باشد. به خلاف «من طبيعى» كه منشأ افعال طبيعى است تحت فرمان غرائز، اميال و گرايش‌هاى جسمانى و مادى است.
از ديدگاه اسلامى، من واقعى انسان همان نفخه الهى است كه در هر انسانى وجود دارد و احساس‌ها و اراده‌هاى اخلاقى اصيل از اين من برتر و خود حقيقى انسان برمى‌خيزد.
اگر چنين «من» اى در انسان نمى‌بود هيچ يك از احساس‌ها و اراده‌هاى اخلاقى كه با سودها و زيان‌هاى بدنى و مادى انسان جور در نمى‌آيد در او وجود نداشت.
بنابراين، علت اين كه اصول ارزشى و مكارم اخلاقى، ميان همه انسان‌ها- صرف نظر از نژاد و رنگ، آداب قومى و قبيلگى، اميال و غرائز طبيعى و جسمى و الگوهاى رفتار اجتماعى- مشترك بوده و در همه زمان‌ها و مكان‌ها ثابت و جاودانه است، و به اصطلاح فرا زمانى و مكانى مى‌باشد، در همين است كه خاستگاه فطرى دارد، آن هم فطرتى كه به روح ملكوتى،