دين پژوهى

دين پژوهى - ابراهیم زاده، عبدالله - الصفحة ١٣٣

آنچه مسلم است اخلاق محل بحث در اين گونه آيات و روايات بسيار فراگير و گسترده است و شامل همه احكام و دستورات دينى، اعم از دستورات و احكام اخلاقى مصطلح در علم اخلاق و غير آن از احكام و دستورات دينى- اسلامى (از واجبات و محرمات) مى‌شود؛ زيرا دائر مدار «حسن يا قبح فعل اخلاقى»، تأثيرگذارى در كمال انسان‌ها و قربشان به خدا به عنوان برترين فلسفه آفرينش انسان و نيز هدف تشريع اسلام و رسالت پيامبر اكرم (ص) مى‌باشد. ارزش‌ها و افعال اخلاقى نيز به نسبت تأثيرگذارى در كمال نفس انسانى، از درجه و اعتبار برخوردار خواهند بود، يعنى هر كارى كه در اصلاح نفس انسانى و كمال‌يابى انسان تأثير بيش‌ترى داشته و موجب تقرب بيش‌تر او به خدا شود، ارزشمندتر است. «١» اين معنا و مفهوم عميق و گسترده اخلاق درست منطبق با معناى لغوى و اصطلاحى آن نيز مى‌باشد؛ زيرا براى اخلاق دو معناى عمده ذكر كرده‌اند:
١- اخلاق به معناى لغوى آن، يعنى اخلاق جمع خُلق، كه به معناى سجيه، سرشت، كيفيات، صفات و ملكات نفسانى است كه مى‌توانند خوب يا بد باشند. خُلق و خَلق در اصل لغت از يك ريشه‌اند، با اين تفاوت كه خَلق به شكل، هيأت ظاهرى انسان، قابل درك با چشم ظاهرى و مادى‌ دين پژوهى ١٣٨ محاسن اخلاقى و رابطه آن با مكارم اخلاقى ص : ١٣٦ گفته مى‌شود و خُلق به قوا، سجايا و ملكات باطنى او كه قابل درك با چشم بصيرت و معنوى است. «٢» ٢- اخلاق به معناى همه افعال و كارهاى انسان است كه متصف به خوب و بد مى‌شوند.
روشن است اخلاق به معناى اول، همان فضايل و ملكات نفسانى و مكارم اخلاقى است ولى به معناى دوم، عموم كارها، افعال و رفتار آدمى است كه از آن به «وظايف» و «تكاليف» تعبير مى‌كنند و به خوب و بد قابل توصيف‌اند. «٣» اخلاق به اين معنا شامل همه تكاليف و بايدها و نبايدهاى دينى مى‌شود، كه اخلاق از نوع اول نيز جزوى از آن است چنان كه در تعريف خوبى‌