دين پژوهى - ابراهیم زاده، عبدالله - الصفحة ١٢٩
توضيح آن كه، حسن و قبح عقلى و ذاتى بر اساس تفكر اسلام نابِ برگرفته از مكتب اهل بيت (ع)، به طور اجمال درست بوده و مورد قبول است؛ يعنى عقل به تنهايى و بدون تكيه بر شرع و يا عوامل خارجى ديگر مىتواند حسن و قبح بسيارى از افعال اخلاقى را درك كند.
چنان كه خواهيم گفت، خود همين دليل محكمى بر جاودانگى اصول و امهات اخلاق و گزارههاى اخلاقى است، اما چون از يك سو دانش، ديد و شناخت عقل آدمى محدود است و از سوى ديگر عواملى از قبيل: تأثير محيط، تعليم و تربيت نادرست، حب و بغض بى جا و ...
در تاريك كردن مسير ديد و شناخت عقل تأثير مىگذارد، عقل قادر نخواهد بود حسن و قبح همه افعال را به تنهايى درك كند و در اين جهت، بى نياز از دين و خدا باشد. «١» ٢- هدف اخلاق دينى، رساندن انسان به كمالات روحى و معنوى و مقامات والاى انسانى- الهى است؛ اما اخلاق سكولار هدفش سودگرايى مادى و دنيوى محض است. بر اساس اين بينش، اخلاقيات به تمام و كمال آداب زندگى و سامان بخش آن به حساب آمده تا در پناه نظم و امنيت حاصل از آن، انسان به تمتع و تلذّذ بيشتر از زندگى دست يابد. «٢» ٣- اخلاق سكولار، تنها حسن فعلى و ذاتى داشتن افعال اخلاقى را كافى مىداند اما اخلاق دينى تنها حسن فعلى داشتن را كافى نمىداند و حسن فاعلى را هم در انجام اخلاقيات ضرورى مىشمارد و آن: انگيزه خدايى داشتن در انجام افعال اخلاقى است؛ زيرا تنها در اين صورت است كه افعال اخلاقى روح افزا و كمال آور مىشود.
٤- اخلاق سكولار از هر نوع و با هر ديدگاهى كه باشد (اعم از اين كه «راسل» ى باشد كه دنيا محور و طبيعت گرا است و يا اين كه «كانت» ى بوده بر وجدان اخلاقى و حسن ذاتى صرف- منهاى خدا- تكيه كرده و انجام اخلاقيات را صرف انجام وظيفه اخلاقى- نه دستور خداوند و تكليف دينى- مىداند «٣» و يا غير از آن) بى ريشه بوده و بنيانش سست و ناپايدار و نسبى است و در نتيجه، نه ضمانت اجرايى دارد و نه ثابت و جاودانه است. از اين رو، به گفته «جورج ماورُدِس» نمىتواند پاسخى قانع كننده به اين سؤال بدهد كه: «چرا