دين پژوهى - ابراهیم زاده، عبدالله - الصفحة ١٢٤
فصل چهارم: اخلاق و دين برخى از نويسندگان روشنفكر در يك تقسيمبندى غير واقع ارزشهاى اخلاقى دين را به ارزشهاى اخلاقى خادم- ارزشهايى كه براى زندگى و در خدمت زندگىاند- و ارزشهاى اخلاقى مخدوم- ارزشهايى كه زندگى براى آنها و در جهت تحقق آنها است- تقسيم كرده و در توضيح بيشتر اين تقسيم بندى و هدف آن چنين مىنويسند:
«حقيقت اين است كه حجم عظيم و بدنه اصلى علم اخلاق را ارزشهاى خادم تشكيل مىدهند؛ نود و نه درصد (٩٩%) ارزشها خادمند و يك درصد (١%) آنها مخدومند (اگر به يك درصد برسد). به تعبير ديگر اخلاق براى زندگى است ... راستگويى و دروغگويى را در نظر بگيريد، اينها ارزشهاى عام اخلاقىاند ... زندگى براى راست گفتن نيست، راست گفتن براى زندگى كردن است ... بنابراين، راستگويى به خودى خود خوب نيست و دروغگويى به خودى خود بد نيست ... آيا خموشى يك فضيلت است؟ آيا نفس خاموشى و سكوت حسن ذاتى دارد و پرگوئى قبح ذاتى؟ اين طور نيست. خاموشى گزيدن، ادب زندگى كردن در نظامهاى استبدادى گذشته بوده است! «١» نويسنده در سخنانش، مطلق اخلاقيات را امورى نسبى، مقطعى، غير اصيل، فاقد بار ارزشى و فضيلتهاى ناپايدار اعلام داشته، كه نه تنها اين ادعا- و مدعيات ديگر او در اين زمينه- با واقعيتهاى اسلامى در باب اخلاق منطبق نيست، بلكه حتى با ديگر