دين پژوهى - ابراهیم زاده، عبدالله - الصفحة ١١٠
بيست قول را نقل كرده و سپس ديدگاه خود را اين گونه آورده كه علم دو گونه است: بعضى از علوم فى حد ذاته در دين هدف است، مانند شناخت خدا كه بر هر كسى واجب عينى است برخى ديگر از علوم، خود به حسب ذات هدف نيست، بلكه وسيله است. هر هدفى از اهداف اسلام كه بر آن علم متوقف باشد فراگيرى آن علم هم واجب مىشود.
به عنوان مثال، طبابت يكى از واجبات كفايى است و علم طب وسيلهاى براى رسيدن به هدف طبابت و درمان بيمارىهاست. پس علم طب هم- به نحو واجب كفايى- واجب مىشود و «طلب العلم فريضه» شامل آن هم مىگردد. تجارت همينطور، طبيعتشناسى، اتمشناسى و ... اينها امروزه واجب كفايى است. بلكه بالاتر، مىتوان گفت براى كسانى كه استعداد و اشتياق لازم براى فراگيرى اين فنون و علوم مورد نياز ضرورى جامعه را دارند، واجب عينى است. «١» بنابراين، فريضه بودن هر علمى تابع ميزان احتياج جامعه است. يك روز بود كه كشاورزى، تجارت، سياست و ساير صنايع، فنون و علوم مورد نياز، به تحصيل و كسب تخصص لازم نداشت؛ زيرا كارها ساده بود و با كمى شاگردى كردن مىتوانستند هر فنى را ياد بگيرند. اما امروز چنين نيست.
پس يكى از دلايل فريضه بودن علوم، تأمين نياز جامعه اسلامى به علوم و فنون مختلف است.
دليل دوم ضرورت فراگيرى علوم، حفظ استقلال و عزّت جامعه اسلامى است كه طبق صريح آيه قرآن، هر گونه سلطه و سيطره كفار بر مسلمين حرام است؛ «٢» و علم امروزه پايه عزت و استقلال جامعه است.
دليل سوم، مفتاح (و كليد بودن علم براى فهم) ساير فرائض دينى است. از مجموع اين دلايل مىتوان نتيجه گرفت كه فراگيرى همه دانشها بر هر مسلمان واجب و فريضه است.
بنابر اين، همان گونه كه استاد شهيد مطهرى بيان كردهاند، تقسيم علوم به دينى و غير دينى تقسيم درستى نيست؛ و مراد از فريضه بودن علم در حديث نبوى مزبور، خصوص علوم