دين پژوهى

دين پژوهى - ابراهیم زاده، عبدالله - الصفحة ١٠٣

با اين وصف انديشه بيمار سكولاريستى- بنا به اهداف سياسى كه در ترويج آن نهفته است- همچنان بر جدا انگارى «علم و دين» نيز (همانند جدا انگارى عقل و دين، دين و دنيا و ...) اصرار مى‌ورزد؛ و برخى از روشنفكران داخلى هم- دانسته يا ندانسته- درصدد القاى تعارض ميان علم و دين برآمده‌اند.
در اين قسمت بحث بر آنيم تا نشان دهيم كه نه تنها علم و دين- به هر معنايى كه از علم اراده شود- با هم تعارض ندارند؛ بلكه سازگار بوده و همچون عقل و دين، مكمل و مؤيد هم‌اند.
تعريف علم‌ واژه علم، كه به معناى دانش، دانستن، دانايى و آگاهى مى‌باشد، مشترك معنوى بوده بر معانى و مصاديق متعددى دلالت مى‌كند كاربردهاى زيادى دارد كه همگى در ضد جهل و نادانى بودن مشترك هستند. برخى از مهم‌ترين اين معانى و كاربردها چنين اند:
١- علم در برابر جهل، كه بر همه دانستنى‌هاى عقلى، نقلى دينى و نقلى غير دينى، يقينى، ظنى و دانستنى‌هاى تصورى، تصديقى، علوم حصولى، حضورى، شهودى، حسى، و دانستنى‌هاى مربوط به گزاره‌هاى موجود در رشته‌هاى علمى مختلف اطلاق مى‌شود.
٢- علم به معناى آگاهى خاص، كه قطع و يقين باشد و متعلق آن گزاره‌هايى است كه مورد يقين آدمى باشد، خواه اين كه آن گزاره‌هاى يقينى، صادق و مطابق با واقع باشد يا كاذب و خلاف واقع؛ علم در اين كاربرد، در برابر ظن، شك و وهم قرار دارد.
٣- علم به معناى معرفت‌هايى از نوع علوم تجربى،) science: (؛ مراد از آن، علوم و دانش‌هايى است كه به طور عمده از طريق مشاهده، فرضيه و آزمون درباره جهان فيزيكى، قوانين طبيعى و جامعه انسان به دست مى‌آيد و شامل علوم طبيعى مانند زيست‌شناسى، فيزيك، شيمى، زمين‌شناسى و ... و علوم انسانى- اجتماعى مانند روان‌شناسى، جامعه‌شناسى، مديريت، اقتصاد و غير آن مى‌شود. «١»