دين پژوهى

دين پژوهى - ابراهیم زاده، عبدالله - الصفحة ١٠٠

اما در عقل مدرن غربى، زندگى دنيوى هدف آرمانى و نهايت آمال و آرزوهاست و غالب ارزش‌هاى اخلاقى (نود و نه درصد) در خدمت زندگى اند و در نتيجه اين نگرش و انديشه زندگى محورى، وسيله‌ها هم مشروعيت مى‌يابند و رسيدن به زندگى برتر و رفاه بيشتر از هر راهى كه دست يافتنى و ممكن باشد مشروع و مجاز شمرده مى‌شود. هر چند كه خلاف موازين شرع و اخلاق حسنه بوده و توأم با عقل معاويه‌اى «نكراء» و شيطنت باشد! در حالى كه اسلام چنين شيوه‌اى را هرگز تجويز نمى‌كند، و مى‌خواهد نشان دهد كه مى‌توان زندگى را عقلانى كرد و حيات آدمى را عمق و معنا بخشيد بدون اين كه نيازى به شيطنت ورزى و حيله و تزوير و خدعه كارى معاويه گونه باشد؛ چون هدف هر چه باشد هر وسيله‌اى را مشروع نمى‌كند.
از آنچه گفته شد، روشن گشت كه مراد از عقلانيت دينى و دينى شدن امور عقلانى جارى زندگى اين است كه راهكارهاى عقلانى زندگى به دست كارشناسان و مديران علمى و عقلى سپرده شده و آنان نبايد از چارچوب شرع و موازين عدل و اخلاق حسنه تجاوز كنند و هر وسيله‌اى هر چند نامشروع و خلاف موازين دينى و الهى را مشروع و مجاز بشمارند.
با اين رويكرد است كه «مديريت علمى و عقلى» هم دينى و اسلامى مى‌شود، بدون اين كه نياز باشد سرپرستى همه امور را به دست «فقها» و «مديريت فقهى» مصطلح حوزه‌ها بسپاريم و همه راهكارها و راه حل‌هاى زندگى فردى و اجتماعى را در متون فقهى و دينى جستجو كنيم! آنطور كه برخى‌ها اين پندار غلط را القا مى‌كنند و به دين‌داران و علما نسبت مى‌دهند. «١»