اخلاق نظامى

اخلاق نظامى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٨٣

در شخص حاصل نمى‌شود. تجربه تاريخى ثابت كرده آنجا كه علم و معرفت نيست، ايمان مؤمنان نادان، وسيله‌اى مى‌شود در دست منافقان زيرك كه نمونه‌اش را در مورد خوارج صدر اسلام و روزهاى بعد به گونه‌هاى مختلف ديديم و هنوز هم شاهديم. آنها هم ايمان مذهبى داشتند و هم اهل تهجّد و قرآن بودند، ولى چون در دين خود بصيرت كامل نداشتند، شهادت را در ميدان جنگ با اميرمؤمنان مى‌جُستند؛ چرا كه در باورهاى مكتبى خود به مرحله يقين نرسيده بودند. امام باقر عليه السلام مى‌فرمايد:
«وَ لا نُورٌ كَنُورِ الْيَقينِ» «١» نورى همانند نور يقين وجود ندارد.
اين گروه ره گُم كردگانى بودند كه در دل تاريكى «شاهراه» مى‌جُستند.
امام‌صادق عليه السلام مى‌فرمايد:
«الْعامِلُ عَلى‌ غَيْرِ بَصيرَةٍ كَالسَّائِرِ عَلى‌ غَيْرِ الطَّريقِ فَلا تَزيدُهُ سُرْعَةُ السَّيْرِ الَّابُعْدًا» «٢» آن كه كارى را بدون بصيرت [و آگاهى لازم‌] انجام دهد، همانند كسى است كه در بيراهه گام نهد. كه تند رفتنِ او جز دور شدن (از مقصد) نتيجه ديگرى ندارد.
تفاوت خودكشى با شهادت‌طلبى‌ شهادت‌طلبى بر پايه ايمان مذهبى، بينش درونى و عمل شايسته استوار است، ولى خودكشى بر اثر خشم درونى و خيالات فرد يا جامعه و يا براى اشباع حسّ انتقامجويى و رهايى از بن بست فكرى انجام مى‌گيرد. استاد شهيد مطهرى قدس سره در اين‌باره مى‌نويسد:
گرايش‌هاى ايمانى مذهبى موجب آن است كه انسان تلاش هايى على‌رغم گرايش‌هاى‌