اخلاق نظامى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٥٩
درس هفتم: شجاعت مظاهر نظام تكوين و پديدههاى طبيعت، مانند نور و ظلمت، طراوت و برودت، شب و روز، با اضداد خود شناخته مىشود. بدون توازن و تطبيق آنها، درك هيچ كدام به آسانى ممكن نيست. مفاهيم اخلاقى و صفات زشت و زيباى آدمى نيز چنين است، يعنى با مقايسه و انطباق هر يك از آنها با مخالف خود مىتوان به مفاهيم آنها راه يافت و حدّ و مرزشان را بازشناخت. «شجاعت و دلاورى» از جمله آن هاست.
شجاعت، در لغت به معناى قوى دل، سريع النّقل و با جرأت بودن در هنگام جنگ است. كسى كه در شدّت جنگ، پردل و سبك دست باشد و به آسانى اقدام كند، در ميان مردم، شجاع خوانده مىشود. «١» در اصطلاح علم اخلاق نيز شجاعت، ضدّ جُبن (ترسويى) است. جُبن در طرف تفريط شجاعت قرار دارد و عبارت است از اين كه در موارد شايسته اقدام و انتقام، انسان هيچ جنبش و حركتى نكند. در طرف افراط شجاعت نيز عنوان «تهوّر» قرار دارد كه عبارت از اقدام به كارى است كه نبايد كرد و انداختن خود در مهلكهاى است كه در عقل و شرع منع شده است. «٢» در ارزش شجاعت همين بس كه خداوند متعال، رسول گرامى اسلام و يارانش را به آن ستوده، مىفرمايد: