اخلاق نظامى

اخلاق نظامى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٤٣

صورت ريشه دوانيدن در دل، كار آدمى را به كفر و شرك و بالاتر از آن مى‌كشاند. «١» راه درمان: با توجه به زيان‌ها و آثار مخرّب صفت ناپسند عجب، براى انسان خردمند هيچ ترديدى باقى نمى‌ماند كه بايد هر چه زودتر به فكر درمان اين بيمارى بيفتد و هرگز اجازه ندهد كه انديشه و عملش به آن آلوده گردد.
از روايات و سخنان بزرگان چنين برمى‌آيد كه بهترين راه پيشگيرى و درمان عجب، شناخت و انديشه است. انسان با تفكر در امور زير مى‌تواند با اين صفت ناپسند مبارزه كند:
١- خودشناسى: امام باقر عليه السلام در اين باره مى‌فرمايد:
«سُدَّ سَبيلَ الْعُجْبِ بِمَعْرِفَةِ النَّفْسِ» «٢» راه خودپسندى را با خودشناسى، ببند.
اگر انسان در آغاز و انجام خويش تفكّر كند و جايگاه خود را در جهان بشناسد، به زودى در مى‌يابد كه موجودى بس ضعيف و ناتوان و آسيب‌پذير و فنا شدنى است و حتى اختيار درد و درمان و مرگ و زندگى خود را ندارد و دستگاه هاضمه و قلب و اعصاب و مغزش نيز به دستور او كار نمى‌كنند. در دوران كودكى به حدى ناتوان است كه تا چند سال، ديگران به او آب و غذا مى‌دهند و او را از گزند حوادث مصون مى‌دارند در طول حيات خويش نيز همواره از سوى بلاياى طبيعى و غير طبيعى تهديد مى‌شود و در سنين كهولت نيز سخت ناتوان مى‌گردد و سرانجام در چنگال مرگ گرفتار مى‌آيد. با چنين انديشه‌اى، به اين نتيجه مى‌رسد كه اميرمؤمنان عليه السلام مى‌فرمايد:
«ما لْابْنِ آدَمَ وَ الْعُجْبَ اوَّلُهُ نُطْفَةٌ مَذِرَةٌ وَ آخِرُهُ جيفَةٌ قَذِرَةٌ وَ هُوَ بَيْنَ ذلِكَ يَحْمِلُ‌الْعَذِرَةَ؟!» «٣» آدمى زاد را چه به خودپسندى؟! آغازش، نطفه‌اى پليد و انجامش مردارى گنديده و در