اخلاق نظامى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٤٢
هيچ حقى را بر خود ثابت نمىداند. اين، همان احمقى است كه راهى به سوى درمانشنيست.» «١» ٣- تسلّط شيطان هر يك از صفات ناپسند اخلاقى، دامى از دامهاى شيطان است و تا آدمى گرفتار آن است، تحت حاكميت شيطان به سر مىبرد. رسول اكرم صلى الله عليه و آله درباره عجب مىفرمايد:
روزى موسى عليه السلام نشسته بود. ابليس در حالى كه لباس رنگارنگ به تن داشت به حضرتش رسيد ... موسى پرسيد: «اين لباس رنگارنگ چيست؟» پاسخ داد: «دلهاى بنى آدم را با آن مىربايم.» موسى گفت: «مرا از گناهى آگاه ساز كه چون آدمى زاده آن را مرتكب مىشود، تو بر او چيره مىشوى.» ابليس گفت: «هر گاه از خويشتن در شگفت شود و عملش را بزرگ برشمارد و گناهش در نظرش كوچك آيد.» «٢» ٤- هلاكت و نيستى شخص خودپسند با بستن راههاى رشد و تكامل و باز كردن راههاى سقوط به روى خويشتن، موجبات نيستى و هلاكت خود را فراهم مىسازد و هر لحظهاى كه در عجب و خودپسندى به سر مىبرد، در واقع گامى به سوى نيستى خويش برداشته است؛ چنان كه اميرمؤمنان- صلوات اللّه عليه- مىفرمايد:
«الْعُجْبُ هَلاكٌ» «٣» خودپسندى، هلاكت است.
امام خمينى قدس سره ضمن بر شمردن برخى از مفاسد و آثار عجب، آن را «شجره خبيثه» اى مىنامد كه بسيارى از گناهان كبيره و صغيره، برگ و بارش را تشكيل مىدهد و در