اخلاق نظامى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٦٢
شجاعت بر سه خصلت سرشته شده است كه [عزت نفس و] ننگ داشتن از ذلت يكى از آنهاست.
دليرمردان و شجاعان، دل به تحقير و ذلت نمىسپارند، زبان خود را از گفتار ذلت باز مىدارند و پيوسته مىكوشند تا چيزى بر خلاف مروّت و جوانمردى، نگويند. عباس بنعلى عليه السلام در روز عاشورا در حالى كه دست راستش قطع شده بود، با كمال شجاعت، به نبرد ادامه مىداد و شمشير زنان و رجزگويان، به پيش مىتاخت و در يك لحظه با صداى رسا اين رجز را مىخواند كه حاكى از هدف عالى، همّت بلند و عزت نفس وى بود:
به خدا سوگند، گر چه شما دست راستم را قطع كرديد، ولى همچنان از دين و پيشواى صادقم و از نوه پيامبر پاك و امين دفاع خواهم كرد. «١» نشانههاى شجاعت گر چه مظهر بارز شجاعت، نهراسيدن به هنگام جنگ و پيكار است و هنگام نبرد، شهامت و شجاعت افراد بيشتر روشن مىشود، ولى نشانه هايى دارد كه در خارج از ميدان نبرد نيز مىتوان به وسيله آنها ميزان شجاعت افراد را دريافت:
١- صبر و استقامت: بردبارى و مقاومت در برابر مشكلات جسمى، روانى، اجتماعى، مالى و ديگر پيامدهاى جنگ، از نشانههاى شجاعت افراد است؛ چنانكه حضرت على عليه السلام مىفرمايد:
«وَ الْصَّبْرُ شَجاعَةٌ» «٢» و صبر، گونهاى شجاعت است.
امام عليه السلام از صبر و آثارش سخن مىگويد و بى شك از روى علم و يقين سخن مىگويد، نه از روى فرض و احتمال، او خود ديده بود كه پيامبر اسلام و اصحابش چگونه