اخلاق نظامى

اخلاق نظامى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٤٦

اين كه مردم ايمان نمى‌آوردند، چنان در رنج بود كه خداوند خطاب بدو مى‌فرمايد:
«لَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ الَّا يَكُونُوا مُؤْمِنينَ» «١» شايد تو، از اين كه [مردم‌] ايمان نمى‌آوردند، خود را هلاك سازى! همچنين امام على عليه السلام از اين كه مسلمانان نسبت به اجراى احكام اسلام و جهاد در راه خدا، بى‌تفاوت بودند چنان نگران بود كه از خدا براى آنان مرگ را طلب كرد:
«... قاتَلَكُمُ اللَّهُ لَقَدْ مَلَئْتُمْ قَلْبى‌ قَيْحًا وَ شَحَنْتُمْ صَدْرى‌ غَيْظًا ...» «٢» خدا مرگتان دهد كه دلم را چركين كرديد و سينه‌ام را از خشم آكنديد! همچنين فرمود:
«... وَ لَوَدِدْتُ انَّ اللَّهَ فَرَّقَ بَيْنى‌ وَ بَيْنَكُمْ وَ الْحَقَنى‌ بِمَنْ هُوَ احَقُّ بى‌ مِنْكُمْ ...» «٣» دوست دارم كه خدا ميان من و شما جدايى افكند و به كسى كه سزاوارتر از شما به من است، ملحقم سازد.
ب- غيرت ناموسى‌ حمايت و نگهبانى از ناموس، ارتباطى تنگاتنگ با شرف و مردانگى شخص مسلمان دارد و اسلام با تأكيد از او خواسته است كه از ناموس خود و همكيشانش در برابر هر گونه گزند داخلى و خارجى، به شدّت دفاع كند و كمترين مسامحه‌اى از خود بروز ندهد؛ چنان كه روايت است:
اگر كسى ببيند كه مرد بيگانه‌اى با همسرش نزديكى مى‌كند، مى‌تواند هر دو را بكشد. «٤» فتواى امام راحل قدس سره نيز چنين است: