اخلاق نظامى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٠٥
اشاره مىشود.
مصطفى طلّاس در اين باره مىنويسيد:
به كار بردن روش تنظيم صفوف در ميدان بدر، كه اسلوبى كاملًا تازه بود، عامل مهمى از عوامل پيروزى رهبر بزرگ اسلام بر مشركين بود. «١» حضرت على عليه السلام به سپاهيان خود در صفين چنين سفارش كرد:
«فَسَوُّوا صُفُوفَكُمْ كالْبُنْيانِ الْمَرْصُوصِ وَ قَدِّمُوا الدَّارِعَ وَ اخِّرُوا الْحاسِرَ» «٢» صف هايتان را چون ديوارى سربى منظم كنيد، زره پوشان را جلو و سپرداران را پشت سر آنان قرار دهيد.
امام حسين عليه السلام نيز در ماجراى كربلا، نيروى ٧٢ نفرى خود را با نظم و آرايش خاصى وارد كارزار كرد و به طور دقيق و منظم، فنون نظامى و اصول جنگى را اجرا نمود. «٣» فرماندهى در جنگ لزوم حضور فرمانده در جنگ، امرى ضرورى و بديهى است و نيازى به ذكر دليل ندارد. هر كس مىداند كه عامل نظم در نيروهاى نظامى، فرمانده است كه همانند مغز در بدن انسان، بر نيروهاى تحت امر حكومت و قوام و دوام آنها را تضمين مىكند.
پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله اهميّت بسيارى به فرماندهى مىداد، به طورى كه لشكر را لحظهاى بدون فرمانده، رها نمىكرد و گاه مىشد كه براى فرمانده لشگر، دو جانشين تعيين مىكرد تا هنگام بروز پيشامدى براى فرمانده، بى درنگ جاى او را پر كنند. از جمله، در جنگ موته پس از آنكه زيد بن حارثه را به فرماندهى سپاه سه هزار نفرى تعيين كرد، فرمود: «اگر به زيد گزندى رسيد، جعفر بن ابى طالب فرمانده شود و اگر براى جعفر نيز اتفاقى افتاد، عبداللّه بن رواحه فرمانده لشگر باشد.» زيد و جعفر يكى پس از ديگرى به