اخلاق نظامى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١١٦
* از ميان رفتن امنيّت: اميرمؤمنان عليه السلام در اين باره مىفرمايد:
«لا يَسْلُمُ مَنْ اذاعَ سِرَّهُ» «١» كسى كه رازش را فاش سازد، سالم نمىماند.
همچنين مىفرمايد:
«لا حِرْزَ لِمَنْ لا يَسَعُ سِرَّهُ صَدْرُهُ» «٢» كسى كه سينهاش گنجايش رازش را نداشته باشد، پناهى ندارد.
اين موضوع روشنتر از آن است كه نياز به توضيح افتد؛ چرا كه آشكار ساختن اسناد و اطلاعات محرمانه، امكان آن را در اختيار دشمن مىگذارد كه با آگاهى كامل از وضعيت نظامى، اقتصادى، سياسى و غيره، همه خاكريزهاى ما را فتح كرده، زندگى را برايمان غير ممكن سازد.
* ذلّت و خوارى: افشاى اسرار، در واقع همسو شدن با دشمن در به خوارى كشانيدن نيروهاى خودى است؛ زيرا دشمن به وسيله اطلاعات به دست آمده بهتر و سريعتر مىتواند ما را از هستى ساقط كند. حضرت امام كاظم عليه السلام پس از توصيه به رازدارى مىفرمايد:
«وَ لا تُمَكِّنِ النَّاسَ مِنْ قِيادِ رَقَبَتِكَ فَتَذِلَّ» «٣» زمام گردن [اسرار] خويش را به دست مردم مسپار كه خوار خواهى شد.
* اسارت و بيچارگى: افشاى اطلاعات و اسناد محرمانه، به منزله امضاى سند اسارت و بيچارگى كشور است. مولاى متّقيان عليه السلام در اين باره مىفرمايد:
«سِرُّكَ اسيرُكَ فَانْ افْشَيْتَهُ صِرْتَ اسيرَهُ» «٤» راز تو اسير تو است، و چون افشايش كنى، تو اسير آنى.