اخلاق نظامى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٢٧
بلكه قرآن كريم انسان را در گرو اعمالش مىداند:
«كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهينَةٌ» «١» هر كس در گرو عمل خويش است.
همچنين، بهره و نتيجه كار او را به اندازه تلاش و كوششاش معرفى مىكند:
«وَ انْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ الَّا ما سَعى» «٢» براى انسان [پاداشى] جز آنچه خود كرده نيست.
مفسّر بزرگ، مرحوم علّامه طباطبائى- رضوان اللّه تعالى عليه- درباره توكّلچنينمىنويسد:
معناى توكل اين نيست كه انسان نسبت امور را به خودش يا به اسباب، قطع يا انكار كند، بلكه معنايش اين است كه خود را و اسباب را مستقل در تأثير ندانسته، معتقد باشد كه استقلال و اصالت منحصراً از آن خداى سبحان است و در عين حال سببيت غير مستقله را براى خود و اسباب قائل باشد. «٣» استاد شهيد مطهرى نيز توكّل را چنين معرفى مىكند:
توكل يعنى انسان هميشه به آنچه مقتضى حق است عمل كند و در اين راه به خدا اعتماد كند كه خداوند حامى و پشتيبان كسانى است كه حامى و پشتيبان حق باشند، توكل تضمين الهى است براى كسانى كه هميشه حامى و پشتيبان حقند. «٤» ريشه توكّل پايه و اساس توكّل، شناخت و ايمان حقيقى به خداوند است، قرآن كريم توكل را لازمه ايمان دانسته، مىفرمايد: