اخلاق نظامى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٠٧
گر چه كشور ايران، بالا و پايين ندارد و آن دولهها و سلطنههارفتهاند و ما خودمان هستيم، لكن بايد نظم و نظام باشد. شما بايد براى خدا، مراتب و سلسله مراتب را حفظ كنيد و اگر بنا باشد هر كس خودش رأى بدهد و عليحده عمل كند، آن وقت است كه معنويّات و موفقيتهاى عادى هم از بين مىرود و شما مىدانيد با آنكه پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله در مسجد مىنشست و كسى اگر وارد مىشد نمىدانست كه كدام يك از آنها پيغمبر است با اين حال همه مأمور اطاعت از او بودند، همه با هم برادر هستيم لكن اگر نظام نباشد برادرى هم به هم مىخورد. مثلًا اگر در جنگ بنا باشد از فرماندهى اطاعت نشود مسلماً شكست خواهيم خورد. «١» اطاعت از مافوق: حضرت امام قدس سره اطاعت از فرماندهى را واجب شرعى، و نافرمانى و تخلّف را حرام مىشمرد؛ چنان كه ايشان در ديدار با دانشجويان دانشكده افسرى مىفرمايد:
ارتش اگر نظم نداشته باشد، ارتش نيست و شياطينى كه ممكن است نفوذ كرده باشند، هم در ارتش ... هم در ساير قواى انتظامى و غير انتظاميه، آنها به يك صورتى دامن مىزنند به اينكه نظم را از اتش و ... ساير قواى انتظاميه بگيرند و در باطن خود ارتش هرج و مرج ايجاد كنند اطاعت از يك فرماندهى، كه فرمانده اسلام است، واجب است. به حسب حكم اسلام، تخلّف حرام است ... همه قواى انتظاميه نظم را در باطن خودشان حفظ كنند تا يك ارتش صحيح باشد. يك سپاه پاسداران صحيح باشد. «٢» پيامدهاى شوم تمرّد و بىنظمى بى ترديد، رخ نمودن پديده شوم بىنظمى و تمّرد از سلسله مراتب، پيامدهايى زيانبار و نابهنجار دارد كه اساس سازمان نظامى و موجوديت ملّت و كشور را آسيبپذير خواهد كرد. آن پيامدها ممكن است امور زير باشد:
١- تزلزل سازمان نظامى؛ چنان كه اميرمؤمنان- صلوات اللّه عليه- مىفرمايد: