اخلاق نظامى

اخلاق نظامى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١١٧

به عبارت ديگر، شخص، اسير كسى است كه از آن راز، آگاهى يافته است. تاريخ، فراوان به ياد دارد كه ملّتى به سبب آشكار شدن اطلاعات و اخبار محرمانه و طبقه‌بندى شده، سال‌ها ننگ و رنج اسارت را تحمّل كرده و با بيچارگى و بدبختى سوخته و ساخته است.
* شرّ و بدى: اميرمؤمنان عليه الس اخلاق نظامى ١٢٨ پرسش ص : ١٢٨ لام بدى‌ها و بديمنى ملّت را در فاش ساختن اسرار و دوستى با اشرار دانسته و فرموده است:
«جُمِعَ الشَّرُّ فِى الْاذاعَةِ وَ مُؤاخاةِ الْاشْرارِ» «١» شرّ [دنيا و آخرت‌] در افشاگرى و دوستى با بدان گرد آمده است.
* ايمان و تقوا: راه چهارم حفظ اسرار، ايمان و تقواى الهى است. انسان مؤمن و باتقوا هرگز به خود اجازه نمى‌دهد كه اسرار كشور خويش را فاش سازد و به دين و دنياى هموطنان و همكيشان خود آسيب رساند. او به خدايى ايمان دارد كه بر كردار و گفتار بندگان خويش، حاضر و ناظر است و روز جزايى را در نظر دارد كه به كار نامه عمل او رسيدگى شده، مورد بازخواست قرار مى‌گيرد و معقتد به قرآنى است كه مى‌فرمايد:
«ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ الَّا لَدَيْهِ رَقيبٌ عَتيدٌ» «٢» هيچ كلامى نمى‌گويد، مگر آن كه در كنار او مراقبى حاضر است.
اين مأمور نامرئى خداوند، همه گفتار و كردار او را براى پرسش روز واپسين ضبط مى‌كند و چه كسى مى‌تواند در برابر زيان‌هاى ناشى از افشاى اسرار مردم، چون به يغما رفتن منابع كشور، ريخته شدن خون بى‌گناهان، به خطر افتادن جان، مال و ناموس مسلمانان، آسيب ديدن حكومت اسلامى و ... جوابگو باشد؟! افراد با تقوا و مؤمن با دلهره و نگرانى از سرنوشت شوم و وحشتناكى كه در انتظار افراد خائن و بى ظرفيت است، شعار زيباى «كم گوى و گزيده گوى» را مدار زندگى خويش قرار داده، همواره سنجيده و فهميده لب به سخن مى‌گشايند تا دچار انحراف، خيانت و در نتيجه، گرفتار عذاب الهى و شرمندگى ابدى نشوند.