اخلاق نظامى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٣٩
خودبينى آدمى، دليل بر كاستى و نشانه كم خردى اوست.
امام صادق عليه السلام نيز در تشبيه زيبايى، به زمينهها و انگيزههاى عجب اشاره كرده، مىفرمايد:
عجب، گياهى است كه دانه آن كفر است، و زمين آن، نفاق، كه از گمراهى، سيراب مىشود و شاخههايش نادانى و برگ هايش ضلالت و ميوهاش لعنت [الهى] و جاودانگى در دوزخ است و هر كس، عجب اختيار كند، در واقع، بذر كفر پاشيده و نفاق رويانيده و به ناچار سرانجام ميوهاش را خواهد چيد. «١» شيطان با كمند «عجب» بيشتر به شكار نيكوكاران مىرود تا تبهكاران و هيچ بعيد نيست كه چنين دامى فرا روى ما سپاهيان نيز گسترده باشد بويژه كه سپاه از ابتداى تأسيس تا كنون، در همه صحنههاى پيكار با دشمنان انقلاب اسلامى، شگفتى دوست و دشمن را برانگيخته و دل امام و امت را شاد كرده و ضد انقلاب داخلى و خارجى را به خاك مذلّت نشانيده و صلابت و اقتدار نظام اسلامى را به اثبات رسانده است. ممكن است پيشينه مشعشع و جايگاه والاى سازمان، مقام و درجه، ستايشهاى امام و مقام معظم فرماندهى كل قوا، محبوبيت مردمى، عملكردهاى موفق و مانند آن، زمينههاى خودپسندى را در ميان ما نيز فراهم آورد كه بايد از بروز چنين آفتى به خدا پناه برد.
درجات عجب بيمارى كشنده عجب به اعتبار اختلاف افراد، متفاوت است. در برخى ضعيف و در برخى شديد است؛ چنان كه ممكن است در يك فرد نيز داراى نوسان باشد و رو به فزونى يا كاستى نهد. امام رضا عليه السلام در روايتى به برخى از درجات عجب، تصريح كرده، مىفرمايد:
«... الْعُجْبُ دَرَجاتٌ مِنْها انْ يُزَيَّنَ لِلْعَبْدِ سُوءُ عَمَلِهِ فَيَراهُ حَسَنًا فَيُعْجِبُهُ وَ يَحْسَبُ انَّهُ يُحْسِنُ صُنْعًا وَ مِنْها انْ يُؤْمِنَ الْعَبْدُ بِرَبِّهِ فَيَمُنُّ عَلَى اللَّهِ تَعالى وَ لِلَّهِ عَلَيْهِ