اخلاق نظامى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٨٥
اصحاب جمل تيرباران شروع شد. اميرالمؤمنين پرچم را به دست فرزندش محمّد سپرده فرمان حمله داد. محمّد توقّفى كرد. مرتبه دوم فرمان داد. محمّد گفت: اى امير مؤمنان، مىنگرى كه تيرها چون رگبار، فضا را تاريك كرده است. حضرت با دست خود، به سينهاش زد و پرچم را گرفت و فرمود: «خلقى از طرف مادر بر تو چيره شد» سپس حضرت خود پرچم را حركت داد رجزى خواند، به دشمن حمله برد. به دنبال آن، زبدهسواران به تاخت و تاز آمدند، لشكر بصره را به هم پيچيدند و به مواضع خود برگشتند. «١» ٢- استوارى و ثبات قدم: امكانات و تسليحات بسيار و همچنين فزونى يا كاستى نيروى دشمن، در پيشروى يا عقب نشينى يك رزمنده فداكار و شهادت طلب، تأثيرى نبخشيده او را منفعل نمىسازد و در موضع ضعف و شكست قرار نمىدهد. گفتار و كردار امام على عليه السلام در اين باره، مصداقى صادق و نمونهاى آشكار است.
عقيل بن ابى طالب، برادر امام عليه السلام هنگامى كه در مكّه بود درباره اوضاع كوفه و حمله ضَحّاك بن قيس، نامهاى به حضرت نوشت و نظر او را درباره اين جنگ جويا شد.
حضرت در پاسخ نوشت:
وَ امَّا ما سَأَلْتَ عَنْهُ مِنْ رَأْيى فِى الْقِتالِ، فَانَّ رَأْيى قِتالُ الُمحِلّينَ حَتَّى الْقَى اللَّهَ، لا يَزْيدُنى كَثْرَةُ النَّاسِ حَوْلى عِزَّةً، وَ لا تَفَرُّقُهُمْ عَنّى وَحْشَةً» «٢» و امّا درباره پرسشت از رأى من درباره اين نبرد خونين، بايد بگويم كه رأى من، جنگ با جنگ افروزان است تا آنكه به ديدار خدا بشتابم؛ نه انبوهى مردم در گرداگردم بر عزّتم مىافزايد و نه پراكنده شدنشان به هراسم مىافكند.