اخلاق نظامى

اخلاق نظامى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٨٤

طبيعى فردى انجام دهد و احياناً هستى و حيثيّت خود را در راه ايمان خويش فدا سازد.
اين در صورتى ميسّر است كه ايده انسان جنبه تقدّس پيدا كند و حاكميّت مطلق بر وجود انسان بيابد. تنها نيروى مذهبى است كه قادر است به ايده‌ها تقدّس ببخشد و حكم آنها را در كمال قدرت بر انسان جارى سازد.
گاهى افرادى نه از راه ايده و عقيده مذهبى، بلكه تحت فشار عُقده‌ها، كينه توزيها، انتقام‌گيرى‌ها و بالاخره به صورت عكس العمل شديد در برابر احساس فشارها و ستم‌ها، دست به فداكارى مى‌زنند و از جان و مال و همه حيثيّات خود مى‌گذرند، همچنان كه نظايرش را در گوشه و كنار جهان مى‌بينيم. ولى تفاوت يك ايده مذهبى و غير مذهبى اين است كه آن جا كه پاى عقيده مذهبى به ميان آيد و به ايده قداست ببخشد، فداكارى‌ها از روى كمال رضايت و به طور طبيعى صورت مى‌گيرد. فرق است ميان كارى كه از روى رضا و ايمان صورت گيرد كه نوعى انتخاب است. با كارى كه تحت تأثير عقده‌ها و فشارهاى ناراحت كننده درونى صورت مى‌گيرد كه نوعى انفجار است. ايمان مذهبى پيوندى است دوستانه ميان انسان و جهان و به عبارت ديگر، نوعى هماهنگى است ميان انسان و آرمان‌هاى كُلّى جهان؛ اما ايمان و آرمان‌هاى غير مذهبى نوعى بريدگى از جهان و ساختن جهانى خيالى براى خود است كه به هيچ وجه از جهان بيرون حمايت نمى‌شود. «١» نشانه‌هاى شهادت‌طلبى‌ ١- اقدام سريع: كسى كه از مرگ نمى‌ترسد و روحيه شهادت‌طلبى دارد، نخستين نشانه‌اش اين است كه از عمليّات و آن دسته از طرح‌هاى نظامى، كه با شهادت همراه است، استقبال مى‌كند و در اجراى فرمان سستى نمى‌كند و در پى بهانه نمى‌گردد؛ زيرا بهانه‌جويى از نشانه‌هاى ترس از مرگ است، بر خلاف شجاعت و اقدام سريع و بجا كه از نشانه‌هاى شهادت‌طلبى است و نمونه زير گواه صادق بر اين دو مقوله و تجسّم عينى‌آنهاست:
در پيكار جَمَل چون هر دو طرف صف آراستند و براى جنگ آماده شدند، از طرف‌