اخلاق نظامى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٦٤
تجربههاى نظامى با روميان قابل مقايسه نبودند، از اين رو، سپاه اسلام كه به فرماندهى جعفر بن ابى طالب، زيد بن حارثه و عبدالله بن رواحه پس از ورود به شام و آگاهى از قدرت نظامى دشمن با يكديگر درباره كيفيّت نبرد با دشمن، تبادل نظر كردند، عدهاى گفتند؛ موضوع را بايد از طريق ارسال سريع نامه به رسول خدا صلى الله عليه و آله گزارش دهيم و از او كسب تكليف كنيم شايد با اطلاع از موقعيت و شرايط ما و دشمن، دستور توقف جنگ را صادر كند يا گروهى را براى يارى ما اعزام نمايد. چيزى نمانده بود كه مسلمانان اين پيشنهاد را بپذيرند كه عبدالله بن رواحه، به پا خاست و با ايراد خطبهاى آتشين، آنان را براى جنگ تشجيع كرد. او، چنين گفت:
اى مسلمانان! به خدا قسم شما براى هدفى به اين جا آمدهايد كه اكنون آن را دوست نمىداريد. شما از مدينه به قصد شهادت خارج شديد. پس چرا از آن مىترسيد؟! به خدا سوگند ما هرگز با دشمن با اتكا به نيروى بسيار و فزونى اسب و سلاح نجنگيدهايم، بلكه با اعتماد به اين دين، كه خداوند ما را به واسطه آن گرامى داشته، جنگيدهايم. اكنون آماده شويد و بر دشمن بتازيد. به خدا سوگند در جنگ بدر كه من خود ناظر بر آن بودم، و بيش از يك اسب نداشتيم، ولى به فضل و عنايت الهى پيروز شديم. در اين جنگ نيز اگر پيروز گشتيم به آرزوى خود رسيدهايم و اگر شربت شهادت نوشيديم در اين صورت نيز به هدف و مقصود خود نايل گشته و به برادران خود ملحق شدهايم و در بهشت رفيق و همراه ايشان خواهيم بود. «١» سخنان عبدالله تأثيرى ژرف بر مسلمانان گذاشت و تصميم آنها را براى هجوم، قطعى كرد و بر آن شدند كه طبق دستور پيامبر صلى الله عليه و آله با دشمن مقابله كنند.
٢- توجيه سرّى: گاهى تشجيع و تشويق نظاميان، از راه تماس خصوصى با افراد خاصّى انجام مىگيرد. ما به ذكر نمونهاى از جنگ صفيّن، بسنده مىكنيم:
در جنگ صفيّن، كسى از لشكر على عليه السلام به عمّار ياسر گفت: «من از خانه خود در حالى بيرون آمدم كه داراى اعتقادى استوار بودم، تا اين كه شب گذشته ديدم كه مؤذّن ما