اخلاق نظامى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٤٨
ايذايى در نوار مرزى و شهرهاى تحت فرمان اميرمؤمنان عليه السلام انجام دادند، آن حضرت از چنين جنايتى بسيار دلگير شد و با جديّت از نيروهاى خويش خواست كه به اين حملهها پاسخ دهند و پس از آن كه شنيد ضحاك بن قيس به زائران خانه خدا حمله كرده و اموالشان را به غارت برده است، به مردم فرمود:
«.. لا يُدْرَكُ الْحَقُّ الَّا بِالْجِدِّ اىَّ دارٍ بَعْدَ دارِكُمْ تَمْنَعُونَ وَ مَعَ اىِّ امامٍ بَعْدى تُقاتِلُونَ ...» «١» حق، جز در سايه تلاش و كوشش به دست نمىآيد، پس از [تصرف و غارت] اين ميهن از چه ديارى دفاع خواهيد كرد و بعد از من، همراه كدام پيشوا خواهيد جنگيد؟
امام خمينى قدس سره، در اين باره نيز چنين فتوا داده است:
اگر دشمنى به كشور اسلامى يا مرزهاى آن حمله كند و اسلام و جامعه اسلامى مورد خطر قرار گيرد، بر مسلمانان واجب است كه به هر وسيله ممكن و با بذل جان و مال از آن دفاع كنند. «٢» انتظار ملّت از نيروهاى مسلّح مسؤوليت تشكيلات نظامى و انتظامى كشور اسلامى ايجاب مىكند كه اعضاى آن اشخاصى غيرتمند و غيور باشند تا بتوانند به گونه بايسته از كيان اسلام، وطن اسلامى و جان و مال و ناموس مسلمانان دفاع كنند. از سوى ديگر، دلخوشى و پشتگرمى ملّت نيز به اين است كه نيروهاى مسلّح از هستى و ناموس آنان در برابر اشرار داخلى و خارجى دفاع خواهند كرد؛ به تعبير ديگر، نيروهاى مسلح نشانه قدرت، غيرت، صلابت، استقلال و زنده بودن ملت است و سستى و بى تفاوتى نيروهاى مسلّح به معناى نيستى ملّت و كشور است. اگر نيروى دفاعى كشور با جوش و خروش به انجام وظيفه نپردازد، فلسفه وجودى خويش را از دست مىدهد و تمامى ابعاد حيات اجتماعى و فردى كشور به خطر نيستى و تباهى مىافتد.