اخلاق نظامى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٣٠
بنابراين، يك درجه از توكل مربوط به اطمينان و اعتماد به خداوند است در رفتارى كه درباره انسان دارد. درجه ديگر مربوط به امورى است كه انسان از درك آن عاجز است و علم و آگاهى آن در اختيار خداوند و امناى اوست. پس، در اين امور نيز توكل بر اوست كه انسان را قانع مىكند و به او آرامش مىبخشد.
توكل، نتيجه ايمان به خداست و چنان كه ايمان به خدا داراى مراتبى است، توكل نيز مرتبههايى دارد:
١- توكل لفظى يعنى انسان توكل را بر زبان جارى كند، ولى نه عقيده و ايمانى بدان داشته باشد و نه تأثيرى در زندگىاش بگذارد.
٢- توكل در عقيده اين مرتبه از توكل در صورتى است كه انسان به خدا ايمان داشته، معتقد باشد كه رتق و فتق همه امور در دست اوست، امّا در هنگام عمل، به خصوص مواردى كه فاعلي اخلاق نظامى ٤٢ پرسش ص : ٤٢ ت خداوند ناپيداست و دست موجود ديگرى خودنمايى مىكند، خدا را فراموش كرده، به غير او پناه مىبرد.
٣- توكل در عمل در اين مرتبه، نور ايمان، سراسر وجود انسان را فرا مىگيرد و باور مىكند كه مؤثر حقيقى تنها خداست؛ چنان كه خود مىفرمايد:
«وَ ما رَمَيْتَ اذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى» «١» اى پيامبر! وقتى تير انداختى، تو نبودى كه تيرانداختى، بلكه خدا بود.
چنين شخصى جز او را شايسته توكل و اتكا نمىداند؛ زيرا باور كرده است كه: