اخلاق نظامى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٨
ما آدمى زادگان را گرامى داشتيم.
شهيد مطهرى (ره) در تفسير اين آيه مىنويسد:
مقصود اين نيست كه در يك معاشرتى كه با انسان داشتيم، او را احترام كرديم و بالادست موجودات ديگر نشانديم. مقصود اين است كه ما در خلقت و آفرينش او را مكرّم قرار داديم؛ يعنى اين كرامت و شرافت و بزرگوارى را در سرشت و آفرينش او قرار داديم. اين است كه انسان اگر خود را آن چنان كه هست، بيابد، كرامت و عزّت را مىيابد.» «١» پس، خميرمايه و گوهر ارزشمند كرامت در وجود آدمى نهفته است و او وظيفه دارد با جهتگيرى و عملكرد صحيح در زندگى از اين سرمايه گرانقدر پاسدارى كند و به هيچ وجه اجازه ندهد كه اين وديعه الهى خدشه دار شود. اميرمؤمنان- صلوات اللّه عليه- در سخنى حكيمانه مىفرمايد:
«اكْرِمْ نَفْسَكَ عَنْ كُلِّ دَنِيَّةٍ وَ انْ ساقَتْكَ الَى الرَّغائِبِ فَانَّكَ لَنْ تَعْتاضَ بِما تَبْذُلُ مِنْ نَفْسِكَ عِوَضاً» «٢» نفس خويش را از هر زبونى و پستى منزّه دار هر چند تو را به نعمتهاى بىشمار رساند؛ زيرا هرگز برابر آنچه از نفس خويش مىدهى [صرف مىكنى] عوض نخواهى يافت! در اسلام، جايگاه و ارزش و كرامت انسان به اندازهاى است كه او بايد براى حفظ آن حتى زندگى مادى و جسم خاكى خويش را فدا سازد؛ چنان كه وقتى حضرت سيد الشهداء عليه السلام بر سر دو راهى مرگ يا ذلّت قرار گرفت، فرمود:
محال است كه ما ذلّت را بپذيريم. خدا، پيامبر، مؤمنان، دامنهاى پاك مادران و نفوس باغيرت چنين توقّعى از ما ندارند كه فرمانبردارى از افراد پست و زبون را برقتلگاه