اخلاق نظامى

اخلاق نظامى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٥٠

را در اختيار خدا بگذارد، امر و نهى الهى را گردن نهد، با قلب و زبان و عمل به ياد او باشد، بر افكار، گفتار و كردار خود رنگى خدايى زند و هميشه بدو پناه بَرَد. زيباترين نمونه اين ياد كرد و پناهندگى، يوسف صديق عليه السلام است كه خداوند ضمن شرح ماجراى او، آن را نيكوترين داستان شمرده است. آن جوان عفيف و پاك طينت، وقتى در برابر مهيج‌ترين صحنه جنسى قرار گرفت و خطر انحراف و سقوط را احساس كرد، با تمام وجود به ياد خدا افتاد و خود را در پناه او قرار داد و گفت:
«مَعاذَ اللَّهِ انَّهُ رَبّى‌ احْسَنَ مَثْواىَ انَّهُ لا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ» «١» پناه مى‌برم به خدا، او پروردگار من است، جايگاهم را گرامى داشته و ستمگران قطعاً رستگار نمى‌شوند.
ياد خدا و پناه بردن به آستان عزت و قدرت او سبب شد كه حضرت يوسف در برابر عوامل شهوت آفرين و توفان زا دوام آورده، از سقوط در وادى زشتى و فحشا برهد و در زمره بندگان مخلص خدا قرار گيرد:
«وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِها لَوْلا انْ رَءا بُرْهانَ رَبِّهِ كَذلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ‌السُّوءَ وَ الْفَحْشاءَ انَّهُ مِنْ عِبادِنَا الُمخْلَصينَ» «٢» زليخا قصد يوسف كرد و يوسف نيز- اگر [به يا خدا نمى‌افتاد و] برهان پروردگارش را نمى‌ديد- قصد او مى‌كرد. ما چنين كرديم تا بدى و فحشا را از او دور سازيم؛ چرا كه او از بندگان مخلَص ما بود! ٢- بازداشتن چشم از گناه‌ بازداشتن اعضا و جوارح بويژه چشم از آلودگى به گناه و هرزگى، عامل مهم در پاكدامنى و خويشتن‌دارى انسان است. قرآن مجيد، علاوه بر واجب كردن پوشانيدن بدن و دستورهاى مؤكّد ديگر درباره مسائل جنسى، به زن و مرد فرمان مى‌دهد كه براى حفظ