اخلاق نظامى

اخلاق نظامى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٤٤

اين فاصله نيز حامل پليدى است.
٢- خداشناسى: شناخت خدا و رسيدن به توحيد ناب و خالص نيز راه عجب و خودپسندى را مى‌بندد زيرا انسان با درك واقعيت هستى و داشتن جهان‌بينى صحيح به اين نتيجه مى‌رسد كه:
«ما اصابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَ ما اصابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ ...» «١» آنچه از نيكى به تو مى‌رسد، از سوى خداست، و آنچه از بدى نصيبت مى‌شود، از جانب تو است.
اميرمؤمنان عليه السلام درباره عجب به مقام و قدرت و نيز درمان آن مى‌فرمايد:
هرگاه از قدرت و توانايى‌ات به شگفت آمدى و احساس كبر و نخوت كردى، به عظمت فرمانروايى خدا و قدرت او بينديش. چنين كارى، تو را فروتن مى‌كند و تندى‌ات را مى‌زدايد و آنچه از عقلت پريده، به تو باز مى‌گرداند. «٢» ٣- معادشناسى: گر چه شناخت صحيح مبدأ هستى، انسان را به معاد نيز راهنمايى مى‌كند، ولى انديشه در فرجام عالم و ضرورت دنياى پس از مرگ نيز او را وا مى‌دارد تا از كارهاى زشت، دست شويد و پليدى‌ها را از خود بزدايد و ظاهر و نهان خويش را با كارها و صفات نيك بيارايد؛ چنان كه امام صادق عليه السلام با اشاره به بخشى از صحنه‌هاى قيامت و تأثير آن در عجب زدايى مى‌فرمايد:
«انْ كانَ الْمَمَرُّ عَلَى الصِّراطِ حَقًّا فَالْعُجْبُ لِماذا» «٣» اگر عبور بر صراط حق است، پس خودپسندى چرا؟!