اخلاق نظامى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٤١
منهدم مىسازد و انسان را از شرافت و انسانيت ساقط مىكند و راه رستگارى را بر او مىبندد و مىتوان گفت كه پيامدهاى نابهنجار و ويرانگر عجب بى شمار است. حال، به عنوان نمونه، برخى را در زير مىآوريم.
١- نابودى اعمال مهمترين شرط قبولى اعمال در درگاه الهى، تقوا و اخلاص است. شخص خودپسند با از دست دادن آنها عمل را از درجه قبول ساقط مىكند؛ چنان كه عجب به طور مستقيم نيز در نابودى عمل تأثير دارد. اميرمؤمنان- صلوات اللّه عليه- مىفرمايد:
«الْعُجْبُ بِالْحَسَنَةِ يُحْبِطُها» «١» خودپسندى به سبب كار نيك، آن را نابود مىسازد.
٢- توقف رشد معنوى چون خودپسند، خود و اعمالش را از همه بهتر مىپندارد گستره بصيرتش محدود مىشود و از اين رو، به مقام بالاتر نمىانديشد در نتيجه از دستيابى به آن و آثار و نعمتهاى بيشتر محروم مىگردد؛ چنان كه همان امام عليه السلام مىفرمايد:
«الْعُجْبُ يَمْنَعُ الْازْدِيادَ» «٢» خودپسندى، مانع فراوانى [و رشد معنوى] مىگردد.
همچنين امام صادق عليه السلام مىفرمايد:
حضرت عيسى عليه السلام فرمود: «من، به اذن خدا، بيماران را شفا دادم، كور مادر زاد و پيسى گرفته را به اذن خدا درمان كردم و حتى مردهها را به اذن خدا زنده كردم، ولى از معالجه احمق در ماندم. پرسيدند: «اى روح اللّه! احمق كيست؟» پاسخ داد: «كسى كه به فكر و خويشتن مىبالد و هر فضلى را به سود خود مىپندارد و هر حقّى را براى خود مىداند و