اخلاق نظامى

اخلاق نظامى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٢

عملكرد نظامى او همواره تحت الشعاع اخلاق نيكوى او قرار داشته و چنين امتيازى، حتى دشمنان او را نيز به شگفت در آورده است.
در جنگ احزاب، آن حضرت، قهرمان نامى عرب- عمرو بن عبدود- را به قتل رسانيد، ولى لباس، زره و لوازم انفرادى او را تصاحب نكرد با اين كه چنين كارى در آن زمان رسم رايج بود. شخصى به امام گفت: «چرا زره مقتول خويش را برنداشتى كه ارزش آن سه هزار درهم است؟» فرمود: «حيا مانع چنين كارى شد.» پس از ساعتى كه خواهر عمرو بر جنازه برادر حاضر شد، هيچ ابراز ناراحتى نكرد و گفت: «قاتل برادرم، انسانى بزرگوار بوده است!» «١» به عكس، وجود رذايل اخلاقى در افراد نظامى، سبب فاجعه و جنايت مى‌گردد و بايد گفت كه بيشترين جنايت هايى كه در جنگ‌هاى بشرى رخ داده، ريشه در ويژگى‌هاى زشت نظاميان و فرماندهانشان داشته است؛ به عنوان مثال نقل است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله افرادى را در اختيار خالد بن وليد قرار داد و به او مأموريت داد تا به قبيله «جذيمة بن عامر» برود و زكات اموالشان را گرد آورد. اين قبيله، پيش از اسلام با قبيله خالد، در حال نزاع و درگيرى بود كه عموى خالد نيز در اين ميان به قتل رسيده بود. به محض رو به رو شدن خالد با افراد قبيله جذيمه، عداوت و كينه توزى او نسبت به جذيمه سبب شد تا دستور كشتار و غارت قبيله را صادر كند و انسانيت و مأموريت را زير پا گذارد و به جاى انجام دستور پيامبر صلى الله عليه و آله مرتكب جنايت شود. رسول خدا صلى الله عليه و آله با شنيدن خبر اين جنايت هول‌انگيز، گريست و فرمود: «خدايا من از عمل خالد در پيشگاه تو بيزارى مى‌جويم.» سپس به اميرمؤمنان- صلوات اللّه عليه- مأموريت داد تا به قبيله جزيمه رفته، خسارت‌هاى جانى و مالى آنان را جبران كند. «٢» معاويه پس از تسلط بر خلافت، «بُسر بن ارطاة» را به حجاز فرستاد تا شيعيان على عليه السلام را قلع و قمع كند. او بنا به دستور معاويه عمل كرد. چون به مكّه رسيد، والى وقت، عبيداللّه بن عباس، را كه از زمان اميرمؤمنان عليه السلام به اين مقام منصوب شده بود،