اخلاق نظامى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٠٩
فكر فرار افتادند ... معاويه چندان كه مىتوانست در برانگيختن و سپس پختن و آن گاه توسعه دادن اين روح تمرّد و نافرمانى فعّاليت مىكرد ... تا عاقبت توانست غرور و مناعت آنان را با مطامع مادّى بشكند «١» ٣- پيروزى دشمن: اين فرجام ناميمون، به طور طبيعى پس از پيامد دوم به وقوع مىپيوندد و در پى هزيمت نيروهاى خودى، دشمن شاهد پيروزى را در آغوش مىكشد و عواقب شوم چنين ننگى متوجّه متمرّدان و بى نظمان است. حضرت امير عليه السلام به اين حقيقت تصريح كرده، فرمود:
«مَنْ خَذَلَ جُنْدَهُ نَصَرَ اضْدادَهُ» «٢» آن كه سپاه خويش را وا نهد، دشمنانش را يارى داده است.
از اين رو بنيانگذار جمهورى اسلامى، هشيارانه فرمود:
خارجىها مىخواهند كه ما اين طور باشيم كه هيچ نظمى نداشته باشيم و مثل [اهل] جنگل با هم رفتار بكنيم تا اينكه بهانه به دست بياورند كه اينها احتياج دارند كه اينجا قيّم برايشان معيّن كنند. «٣» به اميد آن كه با نظم و رعايت سلسله مراتب، سازمانى قوى و منسجم داشته باشيم و دشمنان اسلام و انقلاب، همواره نااميد و سرافكنده باشند.