مبانِی اخلاق در آِیات و رواِیات - حسینی طهرانی، سید محمد حسین - الصفحة ٩٣ - صبر و تحمّل عجیب رسول اکرم در برابر توطئهها و آزار و اذیّتهای بسیار برخی همسرانشان
اینها چه بر سر فاطمۀ زهرا آوردند، در شرح نهج البلاغۀ ابنابیالحدید، این مرد سنّی مذهب شافعی معتزلی، خوب بیان میکند: «اگر بخواهید بدانید که چرا عایشه با فاطمۀ زهرا دشمنی داشت، من از استادم پرسیدم و او برای من چنین و چنان گفت!» و عللش را مفصّلاً شرح میدهد؛ خیلی متقن و محکم.[١]
پیغمبر چقدر عجیب بود! خیلی عجیب بود! این چه تحمّل و چه سعهای بود که در مقابل چشم خود اصلاً حقیقت کارهایی را که شخصی بعداً میخواهد انجام بدهد، میدید و با این حال، دست از پا خطا نمیکرد، حتّی یک جمله، یک کلمه و یا یک حرف اشتباه!
یک روز پیغمبر متأثّر شد و زنها هم پیش پیغمبر نشسته بودند، فرمود:
لَیتَ شعری أیّتُکنَّ صاحبةُ الجَمَل الأدبَب تَنبَحُها کلابُ الحَوْأب؛[٢]
«نمیدانم کدامیک از شما است که روی آن شتر سرخمو و بزرگ سوار شده است و دارد میرود و سگهای حوأب دارند به این شتر حمله میکنند و عوعو میکنند؟!»
پیغمبر این جمله را فرمود؛ زنها همه در فکر رفتند که چه وقتی این اتّفاق میافتد، و کدامیک از ما روی شتر سرخمو سوار میشود و از محلّی به اسم حوأب عبور میکند و سگها به او حمله میکنند و پیغمبر از این امر ما ناراحت است؟
شیعه و سنّی همه نوشتهاند و مورّخین مهم مانند طبری نوشتهاند:
عایشه وقتی سوار شتر شد و به بصره آمد تا با امیرالمؤمنین جنگ کند، مهار ناقه را خواهرزادهاش عبدالله بن زبیر داشت؛ یکمرتبه به سرزمینی در وسط راه رسیدند و سگها به شتر عایشه حمله کردند. عایشه خیلی زیرک بود، فوراً پرسید: «اینجا کجا است و اسم این زمین را چه میگویند؟»
گفتند: «اینجا حوأب است.»
[١]. شرح نهج البلاغة، ابنأبیالحدید، ج ٩، ص ١٩٢.
[٢]. الإیضاح، ابنشاذان، ص ٧٥؛ معانی الأخبار، ص ٣٠٥.