مبانِی اخلاق در آِیات و رواِیات - حسینی طهرانی، سید محمد حسین - الصفحة ٩٠ - علّت تعدّد عیالات رسول خدا
مورچه! پیغمبر حق ندارد! پیغمبر نمیتواند یک مورچه را زیر پا لگد کند!
حضرت سلیمان داشت با لشگریان خود حرکت میکرد، به وادیالنّمل رسید. رئیس آن مورچهها گفت: ای مورچهها، زود در لانۀتان بروید! این سلیمان و لشکریانش الآن دارند میآیند و ما را پایمال میکنند، (وَهُم لَا يَشعُرُونَ)؛ «اینها نمیفهمند و شعور ندارند!»[١] یعنی اگر سلیمان و لشکرش شعور داشت، ما را پایمال نمیکرد! آن مورچه به سلیمان نسبت عدم شعور داد!
پیغمبر ما فرموده است: شما بیجهت نمیتوانید مورچه را بکشید و نباید مورچه را آتش بزنید![٢] اگر ضرر دارد باید دفع ضرر بکنید ولو به کشتن آنها باشد، ولی نمیتوانید آنها را بسوزانید![٣] گربۀ منزل را نمیتوانی بسوزانی، موش را نمیتوانی بسوزانی، پشه را نمیتوانی بسوزانی! اگر ضرر دارند بکشید، امّا اگر میخواهید بکشید باید به یک ضرب بزنید و موش را بکشید؛ امّا اگر موش را زنده نگه دارید و او را آزار بدهید و او را با آزار بکشید، خودتان به جهنّم میروید! یعنی خدا یک انسان را به خاطر کشتن موش و گربه به جهنّم میبرد![٤] انسان نمیتواند گوسفند و گاو را آتش بزند، انسان حقّ سوزاندن هیچ حیوانی را ندارد![٥] ما باید به پیغمبر تأسّی کنیم و پیغمبر اسوۀ ما است و این حقّ پیغمبر ما است![٦]
چقدر با زنها مهربان و حلیم بود! زنها هم زنهای ملکوتی نبودند؛ از همه قسم در آنها بود! وای به حال پیغمبر از دست این زنها که چه میکردند! هر بلایی
[١]. سوره نمل (٢٧) آیه ١٧ و ١٨.
[٢]. الخصال، ج ١، ص ٢٩٧ و ٣٢٧.
[٣]. قرب الإسناد، ص ٢٩٤.
[٤]. الجعفریّات، ص ١٤٢؛ ثواب الأعمال، ص ٢٧٨.
[٥]. من لا یحضره الفقیه، ج ٤، ص ٥.
[٦]. جهت اطّلاع بیشتر پیرامون لزوم تأسی به پیغمبر رجوع شود به امام شناسی، ج ٩، ص ٢٧٨ ـ ٢٨٣؛ سیری در تاریخ پیامبر اکرم صلوات الله علیه و علی آله اجمعین، ج ١، ص ٣٥٧ ـ ٣٨٩؛ ج ٢، ص ١٢٤.