مبانِی اخلاق در آِیات و رواِیات - حسینی طهرانی، سید محمد حسین - الصفحة ٨٧ - علّت تعدّد عیالات رسول خدا
میآورند و انسان کمتر احساس گرسنگی میکند؛ ولی وقتی کمربند نداشته باشد، معده باز و خالی است و مدام میپیچد و غذا میخواهد.) حضرت از شدّت گرسنگی سنگ بر شکم میبست که احساس گرسنگی نکند، درحالیکه پیغمبر خدا بود!
تمام اشراف مکّه و مدینه میگویند: «پیغمبر برگرد و اینجا بیا! ما به تو تخت میدهیم، فرش میدهیم، مال میدهیم، تمام طلاهای خود را به تو میدهیم، اگر بهترین دختران زیبا را از دنیا بخواهی برایت میآوریم؛ راحت زندگی کن! فرمانت هم بر سر ما است و همۀ حرفها را هم قبول داریم؛ امّا نگو: خدا یکی است و دست از این حرفت بردار و به ما امر نکن!» پیغمبر میفرمایند:
به خدا قسم، اگر خورشید را در دست راست من و ماه را در دست چپ من بگذارید، [من از راه خودم دست برنمیدارم]! قولوا لا إلهَ إلّا اللَه، تُفلحوا![١] «هیچ شکّی وجود ندارد که خدا یکی است و شما هم باید بگویید که خدا یکی است!»
این قسم پیغمبر جمعیّت را برای دفاع و جهاد حرکت میداد که مسلمان بشوید و همینکه میگفتند: اسلام آوردیم! پیغمبر برمیگشت؛ جانشان محفوظ بود، مالشان محفوظ بود، و هیچ کدام از مسلمانان حقّ نداشتند دست به دامن یک زن دراز کنند یا یک خلخال از پای یک زن دربیاورند؛ چون مسلمان شدهاند! تازه اگر مسلمان نیستند و میگویند: مسلمان نمیشویم! میفرمود: اگر مشرکید و اصلاً قائل به خدا نیستید، مفرّی از جنگ و جهاد نیست؛ امّا اگر قائل به خدا هستید، مثل یهود و نصاریٰ، شما میتوانید به صندوق اسلام جزیه بدهید (برای اینکه پیغمبر از نقطۀ نظر این جزیه در میان شما تبلیغات کند و شما را مسلمان کند) و اگر جزیه بدهید، ما هم جنگ نمیکنیم! کدام مکتب اینطور است؟
علّت تعدّد عیالات رسول خدا
پیغمبر در زمان حیات خود عیالات متعدّد گرفته بود، و در هنگام مردن نُه
[١]. تفسیر القمّی، ج ٢، ص ٢٢٨، با قدری اختلاف.