مبانِی اخلاق در آِیات و رواِیات - حسینی طهرانی، سید محمد حسین - الصفحة ٦٣ - نهی قرآن کریم از غیبت
بزرگ بودن سر عیب نیست، چاق بودن یا لاغر بودن عیب نیست؛ ولی اگر انسان همین صفات را پشت سر او بیان کند بهطوریکه اگر بشنود ناراحت بشود، این غیبت میشود و حرام است! امّا اگر انسان به او نسبتی بدهد که در او نیست، آن تهمت است! اگر شراب نمیخورد و انسان بگوید: فلان کس شراب خورده است، این که تهمت است! غیبت عبارت است از بیان صفتی که ولو در او باشد، ولی انسان در حضور او بیان نمیکند و پشت سر او بیان میکند، بهطوریکه از شنیدنش ناراحت میشود؛ و انسان باید از این کار اجتناب کند. یکی از محرّمات مسلّمۀ شرعیّۀ اسلام غیبت است.[١]
غیبت به هر نحو و به هر شکل حرام است. البتّه در بعضی از موارد استثنائاتی شده است؛ مثلاً انسان بین دو برادر مؤمن یا زن و شوهری که اختلاف پیدا شده است میخواهد آشتی بدهد و این آشتی مترتّب بر غیبتی است، این اشکال ندارد؛ یا اینکه اگر بهواسطۀ غیبت جلوی معصیتی گرفته میشود، اشکال ندارد. فقها در کتب فقهیّۀ خود موارد استثنائات غیبت را مفصّل ذکر کردهاند، بالأخص علمای علم اخلاق.[٢]
روایتی از عامه است و ملاّ محسن کاشانی در محجّة البیضاء از غزالی و او ظاهراً از مسند احمد حنبل نقل میکند:
در زمان حضرت رسول صلّی الله علیه و آله و سلّم دو زن در ماه رمضان روزه گرفته بودند، نزدیک غروب خیلی گرسنگی و تشنگی بر آنها غلبه کرد بهطوریکه نزدیک بود از حال بروند، و خدمت حضرت رسول فرستادند و عرض کردند: «ما از تاب و تحمّل رفتیم! اجازه میدهید روزۀ خود را افطار کنیم؟» حضرت فرمودند: «اینها روزه نیستند و افطار کردهاند!» و دستور دادند طشتی برای آنها آوردند و به آن دو زن گفتند: «هرچه میتوانید در این طشت
[١]. همان، ص ٥٢٥ ـ ٥٣٩.
[٢]. رجوع شود به کتاب المکاسب، شیخ انصاری، ج ١، ص ٣٤٢ ـ ٣٥٨؛ جامع السّعادات، ج ٢، ص ٣٢٠ ـ ٣٢٣؛ معراج السّعادة، ص ٥٦٩ ـ ٥٧١.