مبانِی اخلاق در آِیات و رواِیات - حسینی طهرانی، سید محمد حسین - الصفحة ٥٤ - نهی قرآن کریم از عیبجویی
میکنید، و این همان تحقیر او است و شما یک ولیّ خدا را تحقیرکردهاید! هیچ مؤمنی را کوچک مشمارید؛ چون اولیای خدا دارای مشخصّات و علامات نیستند که انسان با آن علامات خارجی آنها را بشناسد، و اینجا از آن جاهایی است که خدا ولایت را مخفی کرده است و ظاهر نیست! پس همۀ مؤمنین محترماند و همۀ آنها را از نقطۀ نظر ایمانشان، محترم بشمارید و با احترام بنگرید؛ شاید در بین آنها یک نفر از اولیای خدا باشد و به آن ولیّ خدا در اثر جسارت و احترام نکردن، جسارت شده باشد و وقتی جسارت شد، دیگر کار تمام است، چون «خدا محلّش در دل ولیّ است!»[١]
در حدیث قدسی داریم که خدا میفرماید: «آسمانها و زمین گنجایش مرا ندارند، ولی گنجایش من را دل بندۀ مؤمن به من دارد!»[٢] پس همین شخصی که لباسش پاره است یا وصلهای دارد یا گیوهاش را وصله کرده است یا کلاهش چرکین است و امثال اینها، ممکن است حال و ربطی بین خود و بین پروردگار داشته باشد، و در اثر جسارت به او، جسارت به خدا شده باشد! این روایت را مؤیّد برای همین آیۀ شریفه عرض کردم که میفرماید:
(يٰٓأَيُّهَا ٱلَّذينَ ءَامَنُواْ لَا يَسخَر قَومٞ مّن قَومٍ عَسَىٰٓ أَن يَكُونُواْ خَيرٗا مّنهُم وَ لَا نسَآءٞ مّن نّسَآءٍ عَسَىٰٓ أَن يَكُنَّ خَيرٗا مّنهُنَّ وَ لَا تَلمزُوٓاْ أَنفُسَكُم).
اگر مردی مرد دیگر را مسخره کند و او را با عمل یا با زبان یا با اشاره کوچک بشمارد و لَمْز یا هَمْز یا نَبْز کند و با این افعال و اقوال، او را تعییب و تحقیر کند، حرام است؛ شاید آن مرد از این بالاتر باشد! و هیچ زنی حق ندارد زن دیگر را مسخره کند؛ شاید آن زن از این بالاتر باشد!»
نهی قرآن کریم از عیبجویی
مسالۀ دوّم: عیبجویی نکنید! «لمز» به معنای عیب است.[٣] اشخاصی که عیب کسی را با اشاره و کنایه میگیرند و یا با گوشۀ چشم، اشاره میکنند که: مثلاً
[١]. بحار الأنوار، ج ٥٥، ص ٣٩: «أنَّ قلبَ المؤمن عرشُ الرّحمٰن!»
[٢]. إحیاء علوم الدّین، ج ٣، جزء ٨، ص ٢٦؛ عوالی اللآلی، ج ٤، ص ٧.
[٣]. رجوع شود به المحیط فی اللّغة، ج ٩، ص ٦١.