مبانِی اخلاق در آِیات و رواِیات - حسینی طهرانی، سید محمد حسین - الصفحة ٤٧ - عدم ادراک حقیقت هستی به وسیلۀ علوم ظاهری و مادّی
این امروزیها و آقایان فیزیکدانها یک اصل دارند به نام «قانون لاوازیه». قانون لاوازیه این است که هیچ مادّهای در عالم زیاد و کم نمیشود، هر مادّه در جهان به همین مقداری که هست، هست؛ بلکه تبدیل و تبدّل میشود. از صورت خاک به صورت درخت میشود و درخت، برگ میشود و انسان برگ یا میوه را میخورد و به صورت گوشت و بدن میشود. تبدیل و تبدّل هست، امّا اصل مادّه نه زیاد میشود و نه کم، نه فانی میشود و نه بهوجود میآید؛ این قانون لاوازیه است.
یک اصل دیگر دارند که اصل اوّل ترمو دینامیک است: «اصل بقای انرژی». اینها میگویند که هر قوّهای در عالمْ ثابت است، تغییر نمیکند و کم و زیاد هم نمیشود؛ مثلاً قوّۀ الکتریک، قوّۀ حرارت، قوّۀ مکانیک، تمام قوایی که هست، اینها هیچ تغییر نمیکند. انسان میتواند مثلاً قوّۀ الکتریکی را بهصورت قوّۀ مکانیکی در بیاورد یا قوّۀ مکانیکی را تبدیل به انرژی حرارتی بکند و همینطور تبدیل و تبدّل در قوا و انرژیها میشود و تمام این صنعت فعلی هم بر همین اساس است؛ امّا اصلی که ما یک کار بکنیم تا قوّه زیاد بشود، مثلاً الآن حرارت در عالم فلان مقدار کالری است ما کاری کنیم که این دو برابر بشود، سه برابر بشود، یا کم بشود، [این اصل در عالم نیست]. این یک قانون است؛ از فرضیّه هم گذشته و به شکل قانون درآمده است.
امّا اگر پروردگار اراده کند که یک موجودی به دست حضرت عیسی علیٰ نبیّنا و آله و علیه السّلام [بهوجود بیاید]، او گلی را با دست خودش خمیر کند و به آن فوت کند و بدمد، پرواز کند و برود، این قوّه را از کجا آورده است؟! این حیات را از کجا آورده است؟! یا اینکه حضرت عیسی اراده میکند و موجودی از عدم، انسان میشود؛ یک وقتی انسان مُرده را زنده میکند، و یک وقتی (كُن فَيَكُونُ) است؛ خدا به حضرت عیسی گفت بشو: (إنَّ مَثَلَ عيسَىٰ عندَ ٱللَه كَمَثَل ءَادَمَ خَلَقَهُۥ من تُرَابٖ ثُمَّ قَالَ لَهُۥ كُن فَيَكُونُ)؛[١] اینها میگویند: «در اینجا دیگر نباید بحث کنید؛ فقط تا همینجا!»
[١]. سوره آل عمران (٣) آیه ٥٩. نور ملکوت قرآن، ج٢، ص ١١٩:
«تحقیقاً مثال خلقت عیسی در نزد خداوند، مثال آدم است که وی را از خاک آفرید و سپس به او گفت: بوده باش! و بنابراین او خواهد بود.»