مبانِی اخلاق در آِیات و رواِیات - حسینی طهرانی، سید محمد حسین - الصفحة ٤١ - لزوم اکتساب علم نافع و موجب حصول ایمان یقینی
دانستن و ندانستن آن علَیالسَّویّه است! فرض بفرمایید بنده الآن با جفر و رمل و بعضی از حسابها بهدست بیاورم که در پشت کوه هیمالیا دوتا کبوتر، تخم گذاشتهاند، و این علم هم صد در صد مطابق واقع باشد؛ خُب این چه فایده برای ما دارد؟! هیچ! پس این علم، وجود و عدمش علَیالسَویّه است؛ نه به درد دنیای انسان میخورد، نه به درد آخرت انسان میخورد! مثلاً بنده الآن بهدست بیاورم که تحقیقاً در شهر دهلی چند تا رودخانه جاری است، یا چند منزل وجود دارد، یا هر کدام از منازلش چقدر لولهکشی شده، یا در فلان منزل که در ناحیۀ شمال دهلی است هر خانهای چند تا شیر آب دارد؛ ولو مطابق با واقع هم باشد، از راه علم غیب بهدست بیاورم یا از راه علم ظاهری بروم تفحّص کنم، مثل افرادی که جهانگردی میکنند و سیاحت میکنند و اینها را هم بهدست میآورند، کتابها هم مینویسند و بعد هم میمیرند و از دنیا میروند؛ این به چه دردشان میخورد؟! اینجا وجود علم و عدم علم علَیالسَویّه است. بسیاری از علومی که امروز در دنیا و بلکه غالب علومی که در دنیا پُر شده است، همه از همین قبیل علوم است؛ که واقعیّت است، نه اینکه پوچ و بدون ما بإزای خارجی باشد، ولی برای انسان سود و زیانش یکسان است:
لا ینفَعُ مَن عَلمَه و لا یضُرُّ مَن جَهلَه؛[١] «کسی که بداند, بر او نفعی نمیرسد و کسی که نداند, ضرری به او نمیرسد.»
و این علوم غالباً اینطور است که ناشی از توهّمات و تخیّلات است؛ و خلاصه، علوم جزئیّهای است که با علوم عقلی و کلّیّت مربوط نیست.
در این آیه میفرماید: «أ فمَن یعلَمُ أنّما أنزلَ إلیکَ من ربّک الحَقُّ کمَن لا یعلَمُ ذلک؟!» معلوم میشود که این مطلب خیلی مهم است که علم و عدم علمش با همدیگر مساوی نیست، خیلی با هم تفاوت دارد و از زمین تا آسمان بیشتر تفاوت دارد آن کسی که بداند آنچه از طرف خدا بر تو نازل شده، حق است، با آن کسی که
[١]. الکافی، ج ١، ص ٣٢