مبانِی اخلاق در آِیات و رواِیات - حسینی طهرانی، سید محمد حسین - الصفحة ٣٦ - سزای تبعیّت از اهواء نفسانی بعد از حصول علم به واقع
بانگی بر آمد: و خواجه مُرد! حالا اگر وقتی که انسان مُرد، دنبال آن سراب باشد، چقدر او ظالم است!
(وَلَئن ٱتَّبَعتَ أَهوَآءَهُم مّنۢ بَعد مَا جَآءَكَ منَ ٱلعلم إنَّكَ إذٗا لَّمنَ ٱلظَّـٰلمينَ) [١]
عین این آیه برای ما خوانده میشود! چرا از اهواء آنها تبعیّت کردی بعد از اینکه تو دارای علم بودی؟! حجّت تمام شد! استناد ایمانی و یقینی داشتی، اعتماد ایمانی و یقینی داشتی، «من عَمل بما عَلم، ورّثه الله علمَ ما لم یَعلَم»[٢] دربارۀ تو صادق بود، پس چرا دنبال «عمل بما عَلم» نرفتی تا اینکه خداوند از میراث «ما لَم یَعلَم» و از میراث ملائکه و پیغمبران نصیب تو کند؟! دائماً گفتی امروز بگذرد، فردا بگذرد، پسفردا بگذرد، تا ببینیم چه میشود! تمام شد، یکمرتبه برق غیرت میآید و انسان میبیند که خیلی باخته است و دیگر جای تدارک هم نیست؛ چون آفتاب غروب کرده است و نیروی انسان ـ که حیات و عمر است و باید صرف بهدست آوردن آب بشود و بخورد تا جانش از تشنگی نجات پیدا بکند ـ تمام شده است و تمام قوایش از دست رفته است و تمام این عمر را صرف سراب کرده است و عمرش در پایان روز تمام شده است و خورشید غروب کرده است، و البتّه باید دست خالی هم از دنیا برود!
اللَهمّ صلّ علیٰ محمّدٍ و آل محمّد
[١]. سوره بقره (٢) آیه ١٤٥.
[٢]. الحجّة فی القراءات السّبع، ص ١٣٧؛ الخرائج و الجرائح، ج ٣، ص ١٠٥٨؛ الفصول المختارة ص ١٠٧، با قدری اختلاف. معاد شناسی، ج٣، ص١٩:
«هر کس عمل کند به دانستههای خود، خداوند علم به آنچه را نمیداند، به او عنایت خواهد فرمود.»