مبانِی اخلاق در آِیات و رواِیات - حسینی طهرانی، سید محمد حسین - الصفحة ٣٥ - سزای تبعیّت از اهواء نفسانی بعد از حصول علم به واقع
برای حفظ آن مَسند مجازی و اعتباری، تو را إنکار میکنند و تا آخر عمر علیه تو قیام میکنند؛ با اینکه حق بر آنها روشن است!
آیات قرآن، آیاتی برای همۀ افراد است؛ یعنی این آیات برای ما هم هست.[١] خوب باید متوجّه باشیم و دائماً نگوییم که لعنت بر یهود و نصاریٰ و لعنت بر...، و ما الحمدلله مسلمانیم و راه ما درست است! نهخیر، همین آیات [برای ما هم هست].
[ما در حالات] نفسانی خود یک طیفی داریمکه در بعضی اوقات که باید إقرار به حق کنیم، با اینکه میدانیم حق است، بهواسطۀ بعضی از جهات اعتباری، اقرار نمیکنیم و همینطور دنبال سراب میرویم و آب از دستمان میرود! در یک قضیّۀ دیگر هم اتّفاق میافتد که میفهمیم این حق است ولی اقرار نمیکنیم؛ سپس یک قضیّۀ دیگر، یک قضیّۀ دیگر و... و این دائمی میشود: سراب و سراب و سراب! آنوقت ما میبینیم که چند بار به دنبال سراب رفتهایم و خدای نا کرده اگر این رفتنها تکرار بشود، عمر انسان ضایع میشود. مقداری که انسان میتواند حرکت کند، از صبح است تا به غروب؛ و وقتی غروب بشود و خورشید غروب کند، هم سراب از بین میرود و هم دیگر آبی نیست. تا هنگامی که آب هست، آن سراب هم در مقابل آب بهواسطۀ تلألؤ خورشید در برابر انسان هویدا است، و مدّت عمر انسان هم محدود است.
امیرالمؤمنین فرمود: «هر ساعتی که از عمرت میگذرد یک ساعت از حیاتت رفته است!»[٢] یک ساعت از عمرت قیچی شده است، یک ساعت از تولّدت گذشته است و یک ساعت به مرگ نزدیک شدهای! همین یک ساعتها میگذرد تا یکمرتبه
[١]. جهت اطّلاع بیشتر پیرامون این مطلب رجوع شود به امام شناسی، ج ٤، ص ٢٠٣ ـ ٢٠٥؛ نور ملکوت قرآن، ج ١، ص ٣٢٦ ـ ٣٤٥.
[٢]. تصنیف غرر الحکم، ص ١٦٠: «ما انقَضَتْ ساعةٌ من دهرک إلّا بقطعةٍ من عُمُرک!»
ترجمه: «هیچ لحظهای از روزگار تو نمیگذرد الاّ اینکه قسمتی از عمر تو را با خود میبرد!» (محقّق)