مبانِی اخلاق در آِیات و رواِیات - حسینی طهرانی، سید محمد حسین - الصفحة ٢٨٤ - علّت عدم ذکر اسم اشخاص در قرآن
امر عادی عادی است! این کارها برای آدم توبه نمیآورد.[١] اینکه میگوید: (تُوبُوٓاْ إلَى ٱللَه تَوبَةٗ نَّصُوحًا)، این اتمام حجّت است؛ این مقام پروردگار است که همیشه اتمام حجّت میکند و میگوید: راه بازگشت هست!
مگر نه اینکه خود حضرت سیّدالشّهدا در روز عاشورا بر مُرتَجز، همان اسب بلند حضرت رسول سوار شدند و قرآن را بر سر گرفتند و جلوی آن مردم آمدند و آن خطبهها را خواندند که: «بیایید توبه کنید و برگردید»؟![٢] چرا این کار را کردند؟ مگر نمیدانستند این مردم برگشت ندارند و این کسی که تا اینجا آمده است، برگشت ندارد؟! امّا او باید بگوید؛ او که ولی است و معدن رحمت است، او باید بگوید؛ باید در همانوقت خطبه هم بخواند و معطّل بشود و استدلال به قرآن هم بکند و بعد هرچه شد، شد؛ و الاّ امام نیست! چون امام در یک افقی است که بالاتر از آن افق شرک و ایمان عادی معمولی را تماشا میکند. اینکه انسان حمله میکند و میکُشد، قبل از اینکه به آن مقام عالی و افق عالی برسد، تضاربهای تقابلی دارد؛ ولی امام، نه! امام یک روح ملکوتی بر فراز این صحنه دارد و در بالای این منظره دارد کارهای خودش را انجام میدهد؛ لذا او باید بیاید و نصیحت هم بکند.
علّت عدم ذکر اسم اشخاص در قرآن
باز هم از اسرار و عجایب خدا است که اسم نمیآورد؛ مثلاً این ضمیر در این آیه: (إن تَتُوبَآ إلَى ٱللَه)، «اگر شما دوتا زن» به که برمیگردد؟ آقایان بفرمایید! ضمیر مؤنّث باید به دو زن که قبلاً بودهاند برگردد، ولی از اوّل آیه تا اینجا دو زنی نبودهاند که ضمیر به آنها برگردد!
[١]. جهت اطّلاع بر عدم توبۀ شیخین رجوع شود به الکافی، ج ٨، ص ٢٤٦؛ مجمع النّورین، ص ٢٣٦؛ مدینة معاجز الأئمّة الإثنیٰ عشر، ج ٢، ص ٩٥؛ الموسوعة الکبریٰ عن فاطمة الزهراء، ج ٢٠، ص ١٩٧.
[٢]. اللهوف، ص ١٠٠؛ تذکرة الخواص، ص ٢٢٧؛ مقتل الحسین، مقرّم، ص ٢٤٣؛ مقتل الحسین، خوارزمی، ج ٢، ص ١١؛ الإرشاد، ج ٢، ص ٩٧؛ با قدری اختلاف در مصادر.