مبانِی اخلاق در آِیات و رواِیات - حسینی طهرانی، سید محمد حسین - الصفحة ٢٥٧ - نحوۀ توبۀ حقیقی از گناه کمک به ظالمین
قال: «اُخرُج من جمیع ما کتَبتَ فی دَوانینهم؛ فَمَن عرَفتَ منهم رَدَدتَ علیه مالَه، و مَن لم تَعرف تصدَّقتَ به! و أنا أضمَنُ لَک علَی الله الجَنّة.»
«حضرت فرمودند: ”برخیز و برو تمام اموالی که از دواوین بنیامیّه گرفتهای، از مال خودت خارج کن؛ آنچه را که صاحبانش را میشناسی به دست صاحبانش برسان، و آنچه را که نمیشناسی، تصدّق بده و به فقرا بده! اگر این کار را کردی، من بهشت را برایت ضمانت میکنم.“»
[قال: فأطرَقَ الفَتیٰ رأسَهُ طَویلًا؛ ثمّ قال: «قد فَعَلتُ، جُعلتُ فداک!»
قال ابنُ أبیحمزةَ: فرَجعَ الفَتیٰ معَنا إلَی الکوفة فما تَرَکَ شَیئًا علیٰ وجه الأرض إلّا خَرَجَ منهُ حتّیٰ ثیابَهُ الّتی کانت علیٰ بدنه!
قال: فقَسَمنا لهُ قسمةً و اشتَرَینا لهُ ثیابًا و بَعَثنا إلیه بنَفَقةٍ. (قال:) فما أتیٰ علیه إلّا أشهُرٌ قَلائلُ حتّیٰ مَرضَ فکُنّا نَعودُه. (قال:) فدَخَلتُ علیه یَومًا و هو فی السّوق، (قال:) ففَتحَ عَینَیه ثمّ قال لی: «یا علیّ، وَفیٰ لی والله صاحبُک!»
قال: ثمّ ماتَ فتَوَلَّینا أمرَهُ، فخَرَجتُ حتّیٰ دَخَلتُ علیٰ أبی عبداللَه علیه السّلام، فلمّا نَظَرَ إلیَّ قال: «یا علیّ، وَفَینا والله لصاحبک!»
قال: فقُلتُ: صدَقتَ، جُعلتُ فداک! هکذا واللَه قال لی عند مَوته![١]
«جوان مدّت زیادی در حال تفکّر سر به زیر انداخت، بعد گفت: ”فدایت شوم، تصمیم خود را گرفتم و این کار را انجام میدهم!“
راوی میگوید: جوان همراه ما به کوفه برگشت و همۀ اموالش را حتّی لباسی که در تن داشت، طبق فرمایش امام خرج کرد، و ما برای او مالی قرار دادیم و لباسی خریدیم و مخارج او را برایش فرستادیم. چند ماهی نگذشت که مریض شد و ما از او عیادت میکردیم.
روزی به دیدنش رفتم و او در حال جان دادن بود، چشمانش را باز کرد و گفت: ”ای علی، قسم به خدا رفیقت (امام صادق علیه السّلام) به حرفش وفا کرد!“ و سپس جان داد.
[١]. مناقب آل أبیطالب علیهم السّلام، ج ٤، ص ٢٤٠.