مبانِی اخلاق در آِیات و رواِیات - حسینی طهرانی، سید محمد حسین - الصفحة ٢٥٤ - حرمت اعانۀ ظالم
الظّالمینَ علیٰ ظُلمهم للمحرومینَ!»[١]
«این روایت نبوی است که میفرماید: ”بر سر در چهارم از درهای جهنّم، سه جمله نوشته شده است: خدا ذلیل میکند آن کسی که اسلام را ذلیل کند! خدا ذلیل میکند آن کسی که اهلبیت پیغمبر را ذلیل کند! خدا ذلیل میکند آن کسی که ستمکاران را بر ستمشان نسبت به مخلوقین کمک کند!“»
مرحوم کشّی در کتاب رجال خود روایت دیگری نقل میکند:
عن صَفوان جَمّال، قال: دَخَلتُ علیٰ أبی الحسن الأوّل علیه السّلام فَقالَ لی: «یا صَفوانُ، کلُّ شَیءٍ منک حَسَنٌ جَمیلٌ ما خَلا شَیءً واحدًا!»
«صفوان جمّال (مردی بود که شترهای زیادی داشت و این شترهای خود را اجاره میداد و از منافع آن استفاده میکرد) میگوید: من بر حضرت موسی بن جعفر علیهما السّلام داخل شدم، حضرت به من فرمود: ”ای صفوان، همۀ کارهای تو نیکو و پسندیده است مگر یک کار تو!“»
قلت: جُعلتُ فداک! أیُّ شیءٍ؟
«عرض کردم: فدایت شوم! آن یک کار من که نا پسند است، کدام است؟»
قال: «إکراؤُک جمالَک من هذا الرّجل!» یعنی هارونَ.
«حضرت فرمودند: ”تو شترهای خود را به این مرد کرایه میدهی!“ و مقصودشان از این مرد، هارونالرّشید بود.»
قلتُ: والله ما أکرَیتُهُ أشرًا و لا بَطرًا و لا للصَّید و لا للَّهو! ولکنّی أکرَیتُهُ لهذا الطّریق (یعنی طریقَ مکّة)؛ و لا أتَوَلّاهُ بنَفْسی، ولکن أبعَث مَعهُ غلمانی.
«عرض کردم: یا ابنرسولالله، قسم به خدا که من این شترها را بهجهت تفریح و فخریّه و منافع شهوانی و برای صید و لهو و لعب کرایه نمیدهم! من این شترها را برای این راه (یعنی برای راه مکّه که زوّار را برای اداء مناسک حج به بیتالله الحرام ببرند) کرایه دادم؛ از طرف دیگر، خودم هم که متصدّی نیستم و غلامهای خود را با این شترها میفرستم، و آنها میبرند و بر میگردانند.»
فقال لی: «یا صفوانُ، أ یَقَعُ کراؤُک علیهم؟» قلت: نعَم، جُعلتُ فداک!
[١]. همان، ص ٣٨٢.