مبانِی اخلاق در آِیات و رواِیات - حسینی طهرانی، سید محمد حسین - الصفحة ١٦٦ - نمونهای از کرامات حضرت علی
این است معنای ولایت! پس ما که الآن سر سفرۀ امیرالمؤمنین نشستهایم، این ایمانی که داریم، این قرآنی که داریم، این حیاتی که داریم، همه در اثر همان مجاهدات و در اثر همان ولایت کلّیّه است که ارواح ما گرفته است و بر أنفس ما مستولی شده است و برزخ و مثال ما با آن حضرت اتّصال پیدا کرده است. الحمدلله ما مؤمنیم و مشرّف به دین اسلام هستیم و قرآن را کتاب خود قرار دادهایم، و امیدواریم که دعای ما هم به برکت ولایت آن حضرت مستجاب بشود.
نمونهای از کرامات حضرت علی
تمام شیعیان نوشتهاند، و از طریق اهلتسنّن من از خطیب بغدادی در کتاب تاریخ بغداد دیدم که:
وقتی حضرت برای جنگ صفّین حرکت میکردند، از حلّه که خارج شدند و از انبار به طرف صفّین میرفتند، جماعت لشگر مبتلا به تشنگی شد و آب در میان بیابان نبود. خدمت امیرالمؤمنین آمدند و عرض کردند که همۀ لشگر تشنه هستند ولی آب نداریم.
حضرت فرمودند: «مقداری برویم!» مقداری جلو آمدند، حضرت گفتند: «زمین را بکَنید!» زمین را کندند و خاک را کنار ریختند، حضرت فرمود: «باز بکَنید!» کندند تا به سنگی رسیدند، آنچه کردند نتوانستند سنگ را بکَنند؛ سنگ خیلی سنگ قطوری بود! امیرالمؤمنین علیه السّلام آمدند و خود با همان معوَل و کلنگ به سنگ زدند و آن سنگ قطور شکافته شد و آب از زیر سنگ بالا زد بهطوری که آب تا روی زمین آمد و تمام لشگر آب برداشتند و مَشکها را پرکردند و مواشی و چهار پایان را آب دادند و حرکت کردند.
در تاریخ بغداد مینویسد:
مردم قبل از اینکه از این آب بخورند سه دسته شدند: یک دسته از دور خیال کردند که در بیابان آب است، از آن طرف رفتند که آب بیاورند، ولی آب نبود و سراب بود؛ یک دسته به طرف شطّ رفتند تا چندین فرسخ راه طیّ کنند و به شطّ برسند؛ جماعتی هم با امیرالمؤمنین بودند که منجمله راوی این روایت، أبوسعید عَقیصا است که میگوید: