مبانِی اخلاق در آِیات و رواِیات - حسینی طهرانی، سید محمد حسین - الصفحة ١٦٠ - شرایط استجابت دعا
یکی از شرایط دعا این است که انسان در بین جماعت دعا کند؛ یک نفر دعا کند و همه آمّین بگویند. خدا چنین دعایی را که مؤمنین کنار همدیگر جمع بشوند و یکدل با همدیگر مطلبی را از پروردگار تقاضا کنند و بخواهند، خیلی دوست دارد و این دعا به اجابت خیلی نزدیکتر است.[١]
یکی از شرایط دعا این است که انسان در حال دعا گریه کند؛ خدا گریۀ بندۀ خود را دوست دارد[٢] و حتّی در روایات داریم: «اگر نمیتوانید گریه کنید، حال حزن و تباکی به خود بگیرید.»[٣] چون خدا میفرماید:
أَنا عندَ المُنکَسرَة قُلوبُهُم؛[٤] «جای من آن دل شکسته است.»
دلی که دارای استکبار و منیّت باشد جای خدا نیست؛ و چون جای خدا نیست نباید از آن دل توقّع دعای مستجاب داشت.[٥]
یکی دیگر از شرایط دعا، در آنجایی که جمعیّتی است و آمّین میگویند، بلند دعا کردن است؛ و در آنجایی که کسی نیست، آهسته دعا کردن است.[٦] لذا دعا در روایات هم بهعنوان مناجات و آهسته صحبت کردن و تقاضا کردن آمده است، و هم بهعنوان ندا: (إذ نَادَىٰ رَبَّهُ)[٧]آمده است.[٨]
یکی از شرایط دعا این است که انسان قلب خود را از کینۀ برادران مسلمان پاک کند. اگر غلّ و غشّی نسبت به کسی دارد آن را پاک کند؛ و درحالیکه میخواهد دعا کند کدورتی از برادران مؤمن و از اقوام و دوستان در دل او نباشد، و امر را به خدا واگذار کند.
از شرایط دیگر دعا این است که اگر کسی از انسان طلبی دارد و بر گردن انسان دیْنی است، انسان حقوق مردم را بدهد و اداء کند و بعد دعا کند؛ و اگر نمیتواند، لا اقل از طرف استرضا کند و مهلت بگیرد تا زمانی که میتواند بدهد؛ و اگر دسترسی به استرضاء هم ندارد، تصمیم بگیرد بر اینکه در اوّل وهلۀ امکان حقّ دیگری را بدهد.[٩]
یکی از شرایط دعا توسّل پیدا کردن به قلوب طاهره است؛ یعنی به دلهای پاک، مثل پیغمبر، مثل امام و مثل اولیای خدا؛ لذا دعا بر سر قبور علما مستجاب است. در روایت داریم: «در حرمهای مطهّره دعا مستجاب است.»[١٠] چون در آنجا انسان به قلب امام توجّه پیدا میکند و قلب امام خیلی وسیع است:
(ضَرَبَ ٱللَهُ مَثَلٗا كَلمَةٗ طَيّبَةٗ كَشَجَرَةٖ طَيّبَةٍ أَصلُهَا ثَابتٞ وَفَرعُهَا في ٱلسَّمَآء تُؤتيٓ أُكُلَهَا كُلَّ حينۢ بإذن رَبّهَا)؛[١١] «آن کلمۀ طیّبه است که تمام شاخههایش
[١]. الکافی، ج ٢، ص ٤٨٧.
[٢]. همان، ص ٣٢٩ و ٤٧٤ و ٤٧٨ و ٤٨٢؛ الأمالی، شیخ صدوق، ص ٢٠٨؛ تحف العقول، ص ٤٩٠؛ عدّة الدّاعی، ص ١٦٩؛ إرشاد القلوب، ج ١، ص ٩٣.
[٣]. الکافی، ج ٢، ص ٤٨٣ و ٤٨٤؛ عدّة الدّاعی، ص ١٧٣.
[٤]. منیة المرید، ص ١٢٣.
[٥]. الکافی، ج ٢، ص ٤٧٤.
[٦]. همان، ص ٤٧٦؛ الأمالی، شیخ طوسی، ص ٥٣٠؛ مکارم الأخلاق، ص ٤٦٦.
[٧]. سوره مریم (١٩) آیه ٣؛ سوره أنبیاء (٢١) آیه ٨٣ و ٨٩؛ سوره ص (٣٨) آیه ٤١.
[٨]. الکافی، ج ٢، ص ٤٦٨؛ عدّة الدّاعی، ص ١٧٨ و ٢١٨.
[٩]. عدّة الدّاعی، ص ١٤١؛ مجموعة ورّام، ج ١، ص ٥٥.
[١٠]. عدّة الدّاعی، ص ٥٧.
[١١]. سوره إبراهیم (١٤) آیه ٢٤ و ٢٥.