مبانِی اخلاق در آِیات و رواِیات - حسینی طهرانی، سید محمد حسین - الصفحة ١٤٩ - وصیّت امیرالمؤمنین به امام حسن علیهما السّلام در خصوص نحوۀ برخورد با ابن مجلم
حضرت میآمد و میگفت:
یا امیرالمؤمنین! چنین شنیدم که شما دربارۀ من اینطور فرمودهاید! این شمشیر حاضر است، مرا قصاص کن![١]
حضرت به همین عبارت او را جواب میگفتند و دو خط شعر هم دربارۀ او میخواندند.[٢]
وصیّت امیرالمؤمنین به امام حسن علیهما السّلام در خصوص نحوۀ برخورد با ابن مجلم
از این موضوع بگذریم. وقتی که امیرالمؤمنین ضربت خوردند، به حضرت امام حسن علیه السّلام وصیّت کردند که:
اگر من از این زخم شفا پیدا کردم، خودم میدانم و او، و البتّه عفو میکنم؛ زیرا که خدا عفو کنندگان را دوست دارد! و اگر از این ضربت شهادت یافتم، ولیّ دم من شما هستید میخواهید قصاص کنید، میخواهید عفو کنید؛ امّا اگر قصاص کردید همان ضربتی که بر من وارد کرده، باید همان ضربت را بر او وارد کنید (یعنی یک شمشیر زده، باید یک شمشیر بزنید)، دست و پای او را نباید ببُرید، چشم و گوش او را نباید ببرید، او را نباید زنده آتش بزنید؛ اینها در شرع اسلام حرام است! قصاص به همان ضربتی که بر من وارد ساخته به او ضربت بزنید، اگر خواستید قصاص کنید و اگر هم خواستید عفو کنید برای شما بهتر است![٣]
این وصیّت امیرالمؤمنین است. حال ما بیاییم روی این جهت حساب کنیم که اوّلاً امیرالمؤمنین علیه السّلام چرا میخواست عفو کند؟ اگر احیاناً از این زخم ـ بنا بر فرض ـ شفا پیدا میکردند، چرا عفو میکردند؟ چون امیرالمؤمنین علیه السّلام امام است؛ امام کینه ندارد، بخل ندارد، حقد ندارد، حکومت خود را براساس زینتهای دنیا و آرزوهای باطله قرار نمیدهد، شخص مستکبری نیست، معصوم
[١]. بحار الأنوار، ج ٤٢، ٢٦٢.
[٢]. الإرشاد، ج ١، ص ١١ - ١٣، با قدری اختلاف.
[٣]. الإرشاد، ج ١، ص ٢١؛ الإختصاص، ص ١٥٠؛ الطّبقات الکبریٰ، ج ٣، ص ٢٥ و ٢٧؛ الکافی، ج ١، ص ٢٩٩ و ٣٠٠.